| درباره بنده |
|
صفحه نخست |
| شخصيت ها |
|
امير المؤمنين علي(ع) |
| دانلود سخنرانيها |
|
استاد نقویان |
| شاعران |
|
فخرالدين عراقي همداني |
| اساتید موسیقی |
|
استاد جليل شهناز |
| امکانات |
|
******
با وارد كردن نام و ايميل خودتان در دو كادر زير و عضو شدن در خبرنامه از اطلاع رساني وبلاگ بهره مند شويد |
|
!!!...سرّعشق مقدمتان را گرامی میدارد ...!!!
|
|
محمدرضا شجريان براي اجراي كنسرتي پس از اصفهان به دوبي رفته و بار ديگر براي اجرا در كنگرهي بينالمللي شمس در تبريز، به ايران بازميگردد.
برگزاركنندگان كنسرت محمدرضا شجريان قول داده بودند كه در پي اجراي تابستاني در تالار وزارت كشور بار ديگر همان قطعات را پاييز سالجاري در تهران اجرا كنند، اما آن اجرا در تهران لغو شد و اكنون قرار است، تا پايان سالجاري سه اجراي داخلي - خارج از مركز- و يك اجراي خارجي در كشور همسايهي ايران داشته باشند. كنسرت يادشده با عنوان " كنسرت بزرگ شجريان" از 30 مهرماه به مدت چهار شب در دانشگاه خوراسگان اصفهان برگزار ميشود. اين اجرا با حضور مجيد درخشاني، ابراهيمي، همايون شجريان، شاهو عندليبي، حسين رضايينيا و سينا جهانآبادي همراه است كه روزهاي سيام مهرماه، اول، سوم و چهارم آبانماه سالجاري در اصفهان تدارك ديده شده است. قرار است كنسرت ديگري از اين آوازخوان شهير ايران در دبي اجرا شود. گروه آوا 29 و 30 آبانماه جاري – 20 و 21 دسامبر - در دانشگاه اي يو دي كنسرت ديگري را اجرا و قطعاتي از اجراي تابستاني گروه آوا در تالار وزارت كشور را تكرار خواهند كرد. بنا بر اين گزارش، قرار است گروه يادشده با همراهي محمدرضا شجريان كنسرت ديگري را تا پايان آبانماه سالجاري در شهر تبريز برگزار كنند. طبق اعلام، پس از نهم آبانماه، زمان قطعي برگزاري اجرا اعلام خواهد شد. گويا در حال حاضر گروه يادشده در حال مذاكره براي اجارهي سالن در شهر تبريز هستند. بر اساس اعلام، فروش بليط كنسرت خوراسگان از فردا - دوشنبه 22 مهر - توسط سايت دلآواز انجام خواهد شد. لينك خبر: http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-1014148 |
|
پرويز مشكاتيان از قطعات اجرانشدهاي خبر داد كه در صورت توافق نهايي با محمدرضا شجريان به همراه وي آنها را اجرا خواهد كرد. مشكاتيان اظهار اميدواري كرد اين همكاري مشترك پس از سالها ادامه يابد. وي درباره دليل اجرا نشدن قطعات جديد خود نيز تاكنون گفت: برخي از اين قطعات براي اجراي گروه «عارف» در اواخر آبان در نظر گرفته شده و برخي ديگر نيز پس ازتوافق نهايي براي اجرا با شجريان آماده خواهند شد. بيش از يك دهه از همكاري اين دو هنرمند سرشناس موسيقي سنتي ميگذرد. |
|
مهر :جشن خانه موسیقی به مناسبت سالگرد تاسیس این خانه شامگاه روز گذشته با حضور هنرمندان، برخی مسئولان هنری ، اعضای خانه موسیقی و مردم علاقمند در تالار بزرگ کشور برگزار شد.
در ابتدای مراسم هفتمین جشن خانه موسیقی نماهنگی کوتاه از هنرمندان از دست رفته در سال گذشته پخش شد و یاد پرویز یاحقی نوازنده ویولن ، منصور سینکی نوازنده تار و همچنین محمدعلی بهاری بار دیگر در میان اهالی موسیقی زنده شد. پس از آن مجری برنامه ضمن خوش آمدگویی به حاضرین در سالن از دبیر جشن خواست تا به عنوان اولین سخنران گزارشی از عملکرد خانه موسیقی و همچنین کم و کیف برگزاری این دوره از جشن موسیقی را ارائه دهد.
همه ظرفیت هنر موسیقی را به کار می گیریم حمید رضا نوربخش ضمن خوش آمدگویی به هنرمندان و حاضرین در سالن درباره فعالیت خانه موسیقی در یک سال گذشته گفت : از زمانی که مدیریت خانه موسیقی را از یک سال گذشته تا کنون به عهده گرفتم تمام تلاش من و هیئت مدیره خانه موسیقی در جهت اعتلا و رشد این هنر در خانه خودش بوده است و در این یک سال روند بیمه شدن هنرمندان در خانه موسیقی سرعت گرفته و مرز بیمه شدگان به چهار هزار نفر رسیده است و قرار است به زودی تعاونی مسکن را نیز در این خانه راه اندازی کنیم. مدیرعامل خانه موسیقی یکی دیگر از دستاوردهای خانه موسیقی را برگزاری کنسرت های متعدد در شش ماه اول سال دانست و گفت : حضورهنرمندان شاخص و صاحب سبک برای برگزاری کنسرت در شش ماه اول سال یکی از بهترین اتفاق های خوب و نیکو در حوزه موسیقی بود ، به این معنا که هنرمندان عزیز در فضایی مناسب عزم خود را جزم کردند تا با برگزاری کنسرتهای پی در پی بار دیگر با یکدیگر تجدید پیمان کنند و این باهم بودن از جمله دستاوردهای خانه موسیقی در یک سال اخیر است و به گمانم این حضور پرشور یک اتفاق بزرگ تاریخی است که در تقویم به ثبت خواهد رسید به همین دلیل خانه موسیقی در نظر دارد تا پایان این سال نیکو همه موجودیت هنر موسیقی را به صحنه آورد. وی در پایان ضمن ابراز خشنودی از دریافت نشان شوالیه توسط شهرام ناظری و تبریک به جامعه هنری گفت در سال آینده و در جشن بعدی از بهترینهای موسیقی سال تقدیر می شود. پس از پایان صحبتهای حمید نوربخش مدیر عامل خانه موسیقی، حسین علیزاده در میان تشویقهای پرشور تماشاگران به روی صحنه آمد و قطعاتی را به صورت بداهه نوازی با ساز شورانگیز اجرا کرد . در ادامه این مراسم دکتر احمد جلالی نماینده سابق ایران در یونسکو به روی صحنه آمد و درباره دیدگاه این شاعر ایرانی نسبت به هنر موسیقی سخن گفت. پس از شعرخوانی و سخنرانی دکتر جلالی نماهنگی از هنرمندان در خصوص وظایف خانه موسیقی به نمایش گذاشته شد که در آن هنرمندانی چون هوشنگ ظریف، محمدسریر، شاهین فرهت، نادر مشایخی، داود گنجه ای، پرویز مشکاتیان و همچنین محمدرضا شجریان و حسین علیزاده درباره وظایف خانه موسیقی سخن گفتند. بهبود روابط هنرمندان از وظایف خانه موسیقی است محمدرضا شجریان درباره وظایف خانه موسیقی گفت : یکی از وظایف خانه موسیقی بهبود روابط بین هنرمندان است و در این راستا هنرمندان خانه موسیقی باید این خانه را از خودشان بدانند و با اعتماد به این نهاد صنفی فعالیتهای خود در را پیش ببرند. پس از نمایش این نماهنگ گروه موسیقی مقام ایرانشهر به سرپرستی ماشالله بامری قطعاتی با عنوان "مه گل"،"بالی کپوتان"و "الله منی" را اجرا کردند ضمن اینکه قرار بود شیرمحمد اسپندار نوازنده دونلی این گروه را همراهی کند اما به دلیل بستری شدن در بیمارستان از همراهی گروه موسیقی ایرانشهر باز ماند. با به پایان رسیدن این بخش مراسم تقدیر از پرویز مشکاتیان نوازنده صاحب سبک سنتور انجام شد،اما قبل ازآن قطعه فیلمی درباره زندگی و کار وی پخش شد که در آنجا مشکاتیان از داریوش صفوت به عنوان یکی از تاثیرگذارترین کسانی که در زندگی حرفه ای او نقش بسزایی داشته یاد کرد.
پرویز مشکاتیان و محمدرضا شجریان بر روی صحنه سید عباس سجادی(مجری) پس از پخش فیلم ابتدا پیام داریوش صفوت راکه به مناسبت بزرگداشت این نوازنده سنتورارسال کرده بود قرائت کرد و پس از آن فرهاد فخرالدینی و محمدرضا شجریان به درخواست مجری برنامه برای اهدای لوح و تندیس خانه موسیقی دعوت شده تا به روی صحنه بیایندو به این ترتیب بود که پرویز مشکاتیان شانه به شانه محدرضا شجریان در میان تشویق بی امان تماشاگران بر روی صحنه حاضر شدند. محمدرضا شجریان پس از اهدای این جایزه به مشکاتیان گفت : این جایزه باید خیلی زود تر از اینها به مشکاتیان داده می شد ولی باز هم همین فرصت غنیمت است و خوشحالم این شب پرخاطره را در کنار شما می گذارانم و امیدوارم پرویز به هیمن منوال ادامه دهد و ما هم در کنارش خواهیم بود. اجرای ارکسترگروه زهی پارسیان از دیگر برنامه های درنظر گرفته شده در جشن خانه موسیقی بود که قطعاتی از موسیقی کلاسک را اجرا کردند. بعد از اجرای گروه موسیقی پارسیان معرفی کوتاه تصویری از فعالیت گروه کامکارها انجام شد و پس از آن مصطفی کمال پورتراب و داود گنجه ای برای اهدای جایزه به روی صحنه آمدند و گنجه ای درباره خانواده کامکارها و حسن کامکار پدر این خانواده هنرمند سخن گفت و پس از پایان سخن این موسیقیدان پیشکسوت "پشنگ کامکار" به نمایندگی از گروه موسیقی کامکارها جوایزرا دریافت کرد.
اجرای گروه موسیقی کامکارها پایان بخش هفتمین جشن خانه موسیقی بود، این گروه قطعه "خانه ام ابریست" با شعری از نیما یوشیج ورباعیات خیام، اثر ارسلان کامکار را اجرا کردند. * در حاشیه - اشتیاق و استقبال تماشاگران هنگام ورود هریک از هنرمندان آنقدر زیاد بود که مسئولان حاضر در سالن این علاقمندان را به سختی بر جای خود مستقر می کردند؛ این ازدحام با ورود استاد محمدرضا شجریان به اوج رسید. - معاون امور هنری وزارت ارشاد، مدیرکل دفتر وزارتی ارشاد، رئیس مرکز موسیقی صدا و سیما،مدیر موسیقی سازمان فرهنگی و هنری شهرداری و مدیرعامل خانه هنرمندان از جمله مسئولان شرکت کننده در این مراسم بودند. - کثیف بودن تالار کشور به حدی بود که توجه همگان را جلب می کرد؛ گفته می شد این تالار پس پایان جشن رمضان نظافت نشده است. - بسیاری از حضار آمده بودند تا شاهد اجرای پرویز مشکاتیان و محمدرضا شجریان باشند اما این اتفاق نیفتاد. *جشن خانه موسيقي،جشن عشق و موسيقي است در ابتداي مراسم و بعد از پخش نماهنگي از برگزاري جشن دورههاي قبل،حميدرضا نوربخش مديرعامل خانه موسيقي گفت:امشب،شب باشكوه، به يادماندني و فراموش نشدني است. هرساله اين جشن در تالار وحدت برگزار ميشد اما به دليل ظرفيت كم اين تالار،جشن امسال را در تالار وزارت كشور و با حجم بالاتر برگزار كرديم.محور اصلي جشن و گردهمايي ما عشق و موسيقي است و من نيز در مدت يك سال مديريتم در خانه موسيقي سعي كردم خود را مصروف اين هنر كنم تا بتوانم با همكاري اساتيد موسيقي،اين هنر را رشد و شكوفا دهيم و هنرمندان را ارج نهيم. وي با اشاره به فعاليتهاي خانه موسيقي طي يك سال گذشته افزود:دراين يك سال بيمه هنرمندان سرعت گرفت و تعداد بيمهشدگان به چهار هزار نفر رسيد و اين خود رقم قابل توجهي است و اميدوارم ادامه يابد. همچنين تعاوني مسكن خانه موسيقي تأسيس شد و دوستان ميتوانند با عضو شدن در اين تعاوني از زمينهاي مربوط به خانه موسيقي استفاده نمايند.در سال 86 چندين كنسرت را به صحنه آورديم كه اين كار كمي نبود و مردم هنردوست نيز با استقبال خودشان نشان دادند كه چقدر تشنه موسيقي هستند.كنسرتهاي پياپي حاكي از اين بودكه هنرمندان عزم خود را جذب كردهاند تا به صحنه بيايند. اين خواننده ادامه داد: در بحث آموزش براي ساماندهي موسيقي تلاشهاي بيشماري را انجام داديم به طوري كه هر هفته با شوراي هيئت داوران چهار آزمون در خانه موسيقي برگزار ميشود و متقاضياني كه قصد تأسيس آموزشگاه و يا تدريس را دارند ميتوانند با حضور در اين جلسات مجوز خود را از خانه موسيقي دريافت نمايند. وي بيان داشت:از ديگر فعاليتهاي خانه موسيقي برگزاري مستر كلاسهاست كه طي برنامه ريزيهاي به عمل آمده اساتيد موسيقي مستر كلاسهاي خود را براي هنرجويان برگزار ميكند.يكي ديگر از رويدادهاي خانه موسيقي تعيين و فعال شدن شوراي عالي خانه موسيقي به رياست محمدرضا شجريان است كه اميدوارم با همكاري اعضاي اين شورا قدمهاي مؤثر و مهمي برداشته شود. در ادامه اين مراسم حسين عليزاده با ساز شورانگيز به بداهه نوازي در دستگاههاي موسيقي پرداخت.عليزاده در چند وقت اخير بعد از اجرا در تالار بزرگ كشور همراه با گروهش در جشن خانه سينما به روي صحنه رفت و اين بار نيز با حضور در هشتمين جشن خانه موسيقي با ساز شورانگيز خود براي دقايقي به بداهه نوازي پرداخت. *ياد مولانا در سال مولانا احمد جلالي نماينده سابق ايران در يونسكو در جشن خانه موسيقي در خصوص سال مولانا گفت:هيچ كس و هيچ جاي دنيا بزرگان ما را از جمله مولانا مصادره نكردهاند.مولانا شاعر برجسته و بلندآوازه پارسي است كه چندي پيش سند مدال مولانا نيز در يونسكو تنظيم شد و اين خود گوياي اين است كه مولانا متعلق به ايران است. بخش تقدير از مشكاتيان با پخش نماهنگي از دوران زندگي هنري مشكاتيان آغاز شد و قبل از اينكه اين هنرمند براي تجليل بر روي صحنه بيايد عباس سجادي مجري اين برنامه به قرائت پيام تبريك داريوش صفوت پرداخت و سپس از فرهاد فخرالديني آهنگساز و رهبر اركستر ملي محمدرضا شجريان خواست تا براي اهداي تنديس هشتمين جشن خانه موسيقي و هديه ويژه به مشكاتيان به روي سن بيايد. فخرالديني پس از ورود به صحنه پشت تريبون قرار گرفت و گفت:اين اتفاق بسيار مبارك است خوشحالم كه چهره خوب هنر ما،مشكاتيان به اين افتخار نايل شد.اين كار سمبوليك زيبايي است و از طرف خودم دوستانم و اركستر ملي به ايشان تبريك ميگويم. شجريان نيز گفت:براي پرويز مشكاتيان زودتر از اينها بايد بزرگداشت گرفته ميشد ولي همين هم غنيمت است.خوشحالم كه در جمع شما هستم و شب پرخاطرهاي را با هم داريم. اميدوارم پرويز عزيز همچنان به هنر ارزندهاش ادامه دهد و ما هم در كنارش هستيم. از اساتيد و خانوادههايشان و همه عزيزان كه امشب را با هم گذارندهايم تشكر ميكنم. *دو اجرا و يك تقدير اجراي اركستر زهي پارسيان از ديگر برنامههاي جشن هشتم خانه موسيقي بود كه براي لحظاتي قطعاتي از موسيقي كلاسيك را اجرا كردند.پس از اجراي اين گروه مصطفي كمال پورتراب و داوود گنجهاي براي تقدير از سه دهه فعاليت موسيقايي گروه كامكارها به روي سن آمدند و تنديس و هديه جشن خانه موسيقي را به پشنگ كامكار به عنوان نماينده گروه اهدا كردند.البته قبل از اين تقدير نماهنگي از معرفي گروه كامكارها پخش شد. در پايان مراسم گروه موسيقي كامكارها دو قطعه با عنوان «خانهام ابري است» و «به ياد مادر»را اجرا نمودند. -براي اولين بار بليتهاي جشن خانه موسيقي با قيمت بالا فروخته شده بود. -در لحظه ورود شجريان به تالار، دوستدارانش با حلقه زدن به دور او و در آغوش گرفتنش از اين هنرمند بنام كشورمان استقبال كردند. -رديفهاي انتهايي تالار بزرگ كشور به خبرنگاران براي تهيه گزارش اختصاص پيدا كرده بود.جايي كه سن تالار به هيچ عنوان ديده نميشد. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8607240051 شجريان و فخرالديني از مشكاتيان تقدير كردند هشتمين جشن خانه موسيقي، ديشب درحالي برگزار شد، که تاخير طولاني درآغاز برنامه و سخنراني هاي جشن حاضران را خسته کرده بود. جشن طولاني مدت خانه موسيقي که از ساعت هفت بعد از ظهر علاقه مندان و هنردوستان را به تالار کشور آورده بود تا نيمه شب ادامه داشت، رکورد تاخير در آغاز کنسرت هاي موسيقي را شکست و يک ساعت و ربع خانواده بزرگ موسيقي را معطل نگاه داشت. برنامه ديشب در حالي برگزار شد که برخي مخاطبان و حاضران ناراضي هشتمين جشن خانه موسيقي را ترک کنند. هنردوستاني که با خريد بليت جشن! بيشتر براي شنيدن موسيقي و ديدار نزديک با هنرمندان برجسته موسيقي کشور به اين جشن آمده بودند تا گوش دادن به سخنراني ، بيان اهداف خانه موسيقي و دغدغه هاي بخشي از بزرگان موسيقي . پس از اجراي گروه زهي پارسيان و كامكارها كه دو قطعه خانه ام ابري است و به ياد مادر را اجرا كردند، همان طور كه حاضران در سالن انتظار مي كشيدند، نوبت به تقدير از« پرويز مشكاتيان» و «گروه كامكارها» رسيد. «فرهاد فخرالديني» و «محمدرضا شجريان» با تشويق فراوان حاضران در سالن به روي صحنه رفتند تا ياد بود جشن هشتم را به اين هنرمند پيشكسوت تقديم كنند. شجريان پيش از اعطاي تقديرنامه به مشكاتيان عنوان كرد:« خيلي زودتر از اين ها بايد از استاد مشكاتيان تجليل ميشد، اما به هرحال الان هم دير نيست و من خيلي خوشحالم كه در اين جمع حضور دارم.» پس از مشكاتيان نوبت به كامكارها رسيد كه پشنگ برادر بزرگ كامكارها به نمايندگي از ساير اعضا آن را از دست «مصطفي پورتراب» و «داوود گنجه اي» دريافت كرد. |
|
اسداله ملک به سال 1320 در تهران محله دروازه دولت متولد گردید. وی که کودکی باهوش و با قریحه بود ، از همان اوان طفولیت دلبسته ترنمات موسیقی شده با ویلنی که در منزل داشتند پیش خود تمرین می کرد. او پس از چندی که پنجه هایش باسیم های ویلن آشنا و ملودی هایی فرا گرفت به استاد ابوالحسن صبا مراجعه کرد و مدتی طولانی از محضر استاد تجربیات بسیار اندوخت سپس به هنرستان موسیقی ملی رفت زمانی که اسداله ملک به هنرستان برای ثبت نام میرود، تقریبا با دست هایی پر وارد می شود چنان که یک دستش ویلن و دست دیگرش کمانچه و با استعدادی وسیع و شکوفا در این هنرستان وارد میشود ضمن تعلیم گرفتن از استادانی چون: ابوالحسن صبا، روح اله خالقی، علیمحمد خادم میثاق و غیره... در ارکسترانجمن موسیقی ملی به رهبری روح اله خالقی به نوازندگی می پردازد. ملک پس از اخذ دیپلم از این هنرستان، برای ادامه تحصیل در رشته موسیقی در دانشکده هنرهای زیبا نام نویسی کرد و از این دانشکده نیزموفق به دریافت لیسانس موسیقی گردید. ملک، پس از فوت استاد صبا، به عنوان استاد هنرستان، مدت سه سال در هنرستان موسیقی ملی تدریس و کلاس شادروان صبا را اداره می کرد. اسداله ملک در سن هفده سالگی رسما به رادیو راه یافت. وی در این سن با ساختن چهار مضراب معروف« گریه لیلی» در دستگاه « دشتی» تکنوازی را در این سال آغازکرد. این چهار مضراب با کوک مخصوص« ر، می، دو، لا»و چهار مضراب دیگری در اصفهان با کوک«دو،لالا،می»وی را به شهرت فراوان رسانید و از این زمان بود که او به آهنگسازی روی آورد و این اولین آهنگش را ، ترانه ساز معروف رادیو بیژن ترقی به نام «حکایت دل» شعر گذاشت که در زمان خود شهرت فراوان یافت، با گذشت زمان سایر خوانندگان رادیو آهنگ هایش را اجرا کردند و چون این آهنگ ها از اصالت خاص موسیقی سنتی ایران برخوردار بود، باعث شهرت هر چه بیشتر آهنگساز و خواننده آن می شد.سپس به همراهی ارکسترهای مختلف، به برنامه «گلها» راه یافت و در این برنامه با خوانندگانی مثل: حسین قوامی،محمود محمودی خوانساری، اکبرگلپایگانی، محمدرضا شجریان و کوروس همکاری کرد. ملک، ضرب شناسی را نزد حسین تهرانی آموخت و بعدها با این استاد نامدار برنامه های متعددی را در رادیو و تلویزیون اجرا کرد که نوارهای آن شاید هنوز باقی مانده باشد. از آن پس در برنامه تکنوازان با آقایان: احمد عبادی، رضا ورزنده، جلیل شهناز، فرهنگ شریف برنامه هایی اجرا کرد که خاطره آن هنوز در اذهان باقی مانده است. زمانی که مارسل استپانیان، ارکستر پاپ را در رادیو و تلویزیون تشکیل داد،عده یی از نوازنده های این ارکستر از موزیسین های فرانسوی بودند تنها ویلنی که در این ارکستر همکاری داشت اسداله ملک بود که در اجرای قسمت مربوط به خود آنچنان استادانه عمل کرد که به او لقب ساز«آرشه سحرآمیز» دادند. چندی بعد «یهودی منوهین» ویلنیست بزرگ دنیا که برای کنفرانس موسیقی جهان به ایران آمده بود وقتی ویلن ملک را در سالن آمفی تئاتر هنرهای زیبای کشور شنید از وی دعوت نمود تا در این فستیوال ها شرکت نماید و وی در فستیوال های لیون(فرانسه)، و نیز (ایتالیا)،پامپالونا(اسپانیا) همراه با آقایان : احمد عبادی ، حسین تهرانی ، حسین ملک و غیره... شرکت و در ونیز گروه آنان مقام اول موسیقی جهانی را نسیب خود کردند. اسداله ملک یکی از سلیست های خوب و موفق برنامه«گلها» بود به طوری که هر کس ساز سلوی او را می شنید بی اختیار تحت تاثیر پنجه های شیرین و «آرشه سحر» آمیزش قرار می گرفت. ملک، مدتی نیز با همکاری آقای منوچهر جهانبگلو، برنامه ای بنام:«نوایی از موسیقی ملی» را تنظیم کردند که بعد از «گلها» به عقیده عده ای از صاحبنظران، یکی از برنامه های خوب و موفق رادیویی موسیقی ملی بود |
|
بسم الله الرحمن الرحیم بخشی از کتاب مقالات استاد الهی قمشه ای سلیمان فرزند داوود انگشتری داشت که اسم اعظم الهی بر نگین آن نقش شده بود و سلیمان به دولت آن نام دیو پری را تسخیر کرده و به خدمت خود آورده بود چنانچه برای او قصر و ایوان جامه ها و پیکر ها می ساختند، این دیو همان لشکریان نفسند که اگر آزاد باشند آدمی را به خدمت خود گیرند و هلاک کنند و اگر در بند و فرمان سلیمان روح آیند خادم دولت سرای عشق شوند. به قول مولانا: چون سلیمان باش تا دیوان تو سنگ برّند از پی فرمان تو دیو را در بند و زندان باز دار تا سلیمان وار باشی رازدار
و به قول عطار نیشابوری : دیو را وقتی که در زندان کنی با سلیمان قصد شادروان کنی
روزی سلیمان انگشتری خود را به سلیمان سپرد و به گرمابه رفت؛ دیوی از این واقعه باخبر شد، در حال خد را به صورت سلیمان درآورد(و اشاره کردیم که بنا بر افسانه ها دیو و شیطان می توانند به هر شکلی درآیند) و انگشتری را از کنیزک طلب کرد، کنیز انگشتری را به دیو داد و او خود را به تخت سلیمان رساند و بر جای او نشست و دعوی سلیمانی کرد و خلق از او پذیرفتند(از آنکه از سلیمان جز صورتی و خاتمی نمی دیدند) و چون سلیمان از گرمابه بیرون آمد و از ماجرا خبر یافت گفت سلیمان حقیقی منم و آنکه بر جای من نشسته دیوی بیش نیست اما خلق او را انکار کردند و سلیمان که به مُلک اعتنایی نداشت و در عین سلطنت خود را «مسکین و فقیر» می دانست، به صحرا و کنار دریا رفت و ماهیگیری پیشه کرد و به قول حافظ شیرازی: دلی که غیب نمایست و جام جم دارد ز خاتمی که دلی گم شود چه غم دارد؟
و در جایی دیگر می گوید: کی سلیمان را زیان شد گر شد او ماهی فروش؟ اهرمن گر ملک بستد اهرمن بُد اهرمن
اما دیو چون به تلبیس و حیل بر تخت نشست و مردم انگشتری با وی دیدند و ملک بر او مقرر شد روزی از بیم آنکه مبادا انگشتری بار دیگر به دست سلیمان افتد آن را در دریا افکند تا به کلی از میان برود و خود به اعتبار پیشین بر مردم حکومت کند. چون مدتی بدینسان بگذشت مرم آن لطف و صفای سلیمانی را در رفتار وی ندیدند و در دل گفتند:
که زنهار ازین مکر و دستار و ریو به جای سلیمان نشتن چو ریو
و بتدریج ماهیت ظلمانی دیو بر مردم آشکار شد و جمله دل از او بگردانیدند و در کمین فرصت بودند تا او را از تخت به زیر آورند و سلیمان حقیقی را بر جای او نشانند که به گفته ی حافظ: اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش که به تلبیس و حیل دیو سلیمان نشود
و در جایی دیگر می گوید: به جز شکر دهنی مایه هاست خوبی را به خاتمی نتوان زد دم سلیمانی
و به زبان مولانا: دیو گر خود را سلیمان نام کرد ملک برد و مملکت آرام کرد «صورت» کار سلیمان دیده بود صورت اندر سر دیوی می نمود خلق گفتند این سلیمان بی صفاست از سلیمان تا سلیمان فرقهاست
و در این احوال سلیمان همچنان بر لب آب ماهی می گرفت، روزی ماهیی را بشکافت و از قضا خاتم(انگشتر) گم شده را در شکم ماهی یافت و بر دست کرد:
آن بخت که باشد کاید به لب جویی تا آب خورد ناگه و عکس قمر یابد یا همچون سلیمان بشکافت ماهی را اندر شکم ماهی او خاتم زر یابد
سلیمان به شهر نیامد ولی مردم از این ماجرا خبر شدند و فهمیدند که سلیمان حقیقی با خاتم سلیمانی بیرون شهر است؛ پس در سیزده نوروز بر دیو بشوریدند و همه از شهر بیرون آمدند تا سلیمان را به تخت بازگردانند و این روز بخلاف تصور عام روزی فرخنده و مبارک است و بحقیقت روز سلیمان بهار است و نُحوست آن کسی راست که با دیو بسازد و در طلب سلیمان از شهر بیرون نیاید:
وقت آن است که مردم ره صحرا گیرند خاصه اکنون که بهار آمد و فروردین است
و شاید رسم خوردن ماهی در شب نوروز تجدید خاطره ای از یافتن نگین سلیمان و رمزی از تلاش انسان برای وصول به اسم اعظم عشق باشد که با نوروز و رستاخیز بهار همراه است و از همین روی نسیم نوروزی نرد عارفان همان نفس رحمانی عشق است که از کوی یار می آید و چراغ دل را می افروزد: زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی ازین باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
توصیه ی مولانا نیز همین است: در بهاران جامه از تن بر کنید تن برهنه جانب گلشن روید گفت پیغمبر ز سرمای بهار تن مپوشانید یاران زینهار زآنکه با جان شما آن می کند کان بهاران با درختان می کند پس غنیمت باشد آن سرمای او در جهان بر عارفانِ وقت جو
بر گفته از کتاب «مقالات»، دکتر حسین محی الدین الحی قمشه ای، انتشارات روزنه
بخشی دیگر
عاشقان پيدا و دلبر ناپديد در همه عالم چنين عشقي كه ديد
عارفان حق را در همه صورت ها مي بينند و در همه ي صورتها عبادت مي كنند چنانكه محي الدين گفت: قلب من پذيراي همه صورت هاست قلب من چراگاهي است براي غزالان وحشي و صومعه اي است براي راهبان ترسا و معبدي است براي بت پرستان و كعبه اي است براي حاجيان قلب من الواح مقدس تورات است و كتاب آسماني قرآن دين من عشق است و نافه ي مرا به هر سوي كه خدا خواهد سوق مي دهد و اين است ايمان و مذهب من و ويليام شكسپير ساعر آسماني نيز چنين اشاره مي كند: « تو از كدامين گوهري؛ كه هزاران هزار سايه هاي شگفت خود را در تو مي آويزند و اين چگونه تواند بود كه هر سايه را صورتي و هر صورتي را طرزي و طرازي ديگر مي بينيم، و تو تنها يك ذات، و تو تنها يك چيز و اگر هلن را كه مجموعه زيبايي است، به تمام و كمال ستوده اند، شبهي نا تمام از خيال تو تصوير كرده اند، اما در چشم عاشقان وفادار نه هيچكس به تو ماند و نه تو به هيچكس ماني./ ومولانا چنين ميگويد دل من گرد جهان گشت و نيابيد مثالش به كه ماند به كه ماند به كه ماند؟!
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند شاعر و نقاش مشهور انگليس ويليام بليك در قطعه شعري از منظومه «نغمه هاي بي گناهي» كمال آدمي را چنين وصف كرده است: «جهاني را در سنگريزه اي ديدن و بهشتي را در يك گل وحشي مشاهده كردن و بي نهايت را در كف دست نگه داشتن و ابديت را در لحظه اي در يافتن و حضرت محمد (ص) چنين مي فرمايد: خداوند زيباست و زيبايي را دوست دارد افلاطون نيز اينگونه مي گويد: زيبايي حقيقت است. و حقيقت زيبايي. قرآن كريم، صريح ترين دعوت و رو شن ترين چراغ هدايت به ميعادگاه ديدار و بهشت رضوان پروردگار است كه: اين دعوت را پذيزا شويد، كه شما را از جهاني ظلماني به دنياي نور و از جهل به علم و از غم به شادي و از سكون به حركت و از خوف به امن و از بيماري به شفا و از كثرت به وحدت و از مرگ به زندگي و از سراب موهم به انهار آب و شراب شهد و شير فرا مي خواند اين است پيروزي بزرگ و اين است كاري كه در جهان شايسته ي رقابت است . از خيال تو به هر سو كه نظر كردم پيش چشمم در و ديوار مصور مي شد جهان آكنده از زيبايي است از زمين زير پاي تا آسمان بالاي سر و از ابر و موج تا كاغذ ابر و باد و از بي رنگي عشق تا نقوش رنگارنگ شمشير هاي دمشق زيبايي حقيقت است، و حقيقت زيبايي است، و هردو عين وجودند، و هرسه عين عشقند، و هر چهار همان شادي مطلقند، و هر پنج همان دل آدمي است كه چون پنجه ي آفتاب جامي از شراب نور به دست جهانيان مي دهد دل آدمي، اگر چون دهكده عالم جايگاه آب و ملك و دام و دد نباشد خانه عشق است. گر چشم پاك عشق بگشايي به عالم وز خاك كوي دوست يابي توتيا را الهي قمشه اي اي حريفان مستي ما از شرابي ديگر است تاك ما عشق است و در انگورش آبي ديگر است الهي قمشه اي
من ز بسياري گفتارم خموش مولانا مقالات دكتر حسين الهي قمشه اي انتشارات روزنه چاپ دهم؛ بهار 1382 سایت الهی قمشه ای |
|
مهديه الهي قمشه اي : زن آينه جمال الهي است
با نگاهي اجمالي بر ادبيات مي توان جلوه هاي گوناگوني از ستايش زن را ببينيم. اما از ستايشگران نامي زن، حكيم ابوالقاسم فردوسي است كه به واقع اگر امروز به كتابي گرانقدر به نام شاهنامه تفاخر مي كنيم مرهون همسر اين حكيم هستيم. زيرا بنا بر شواهد موجود درباره سروده شدن اين اثر جاودانه حماسي، عامل اصلي تقاضاي همسر شاعر از وي بوده است. به طوري كه حكيم طوس در شاهنامه نقل مي كند: شبي ظلماني و طولاني به بي خوابي دچار شده بودم. از همسرم خواستم چراغي بياورد و داستاني كهن بگويد و در مقابل وي نيز خواست تا من اين داستانها را به نظم درآورم و من پذيرفتم و از اين تقاضا سپاسگزاري كردم. به اين ترتيب حكيم فردوسي اظهار مي كند: كاي نازنين يار پيراسته به تو طبع من گردد آراسته مرا دل سراسر پر از مهر توست همه توشه جانم از چهر توست با اين واژه ها به ستايش تأثير همسرش تأكيد مي كند و مي گويد: تمام انرژي و قدرت خلاقيت و هنريم را از ديدار تو دارم. از ديگر كساني كه در ستايش زن زبان گشوده اند حكيم نظامي گنجوي است كه او نيز متأثر از همسر خويش آفاق قبچاقي بوده است. به طوري كه به وضوح از او ياد مي كند و در منظومه خسرو و شيرين مي گويد: اين در واقع داستان زندگي خودم است و مي سرايد سبكرو چون بت قبچاق من بود تو پنداري كه خود آفاق من بود... به اين ترتيب شاهديم كه با سرمايه «مهر» خويش به سرودن مي پردازد. علاوه بر آثار غنايي و حماسي در اشعار عرفاني نيز ستايش زن قابل تأمل است. چنانكه عطار جلوه هاي گوناگوني از اين مقوله را در قالب حكايات متعدد ارايه مي كند. براي نمونه در حكايتي يادآور مي شود كه چگونه ابن سينا از زني درس توحيد مي آموزد، به اين ترتيب كه زن به ابن سينا سكه اي مي دهد و وي در پاسخ امتناع كرده و مي گويد من عهد كردم كه جز از دست خدا از دست هيچ كس چيزي نگيرم پيرزن در حال پاسخ مي دهد: چگونه تو دچار دوبيني شده اي مگر جز دست خدا ديگري هم وجود دارد. به هر حال در آثار ادبي ما جلوه هاي بسياري از اين ديدگاه وجود دارد كه منشأ آن هستي بخش بودن زن است. از همين رو مي بينيم كه در دليل آفرينش زن اظهار مي شود: وقتي خداوند قصد آفرينش زن را داشت، دليل آن را نشان دادن جمال خود بازگو مي كند. در اين زمينه و به عنوان حسن ختام اين گفتار مجمل و موجز نيز شعري از خودم در ستايش زن اين حيات بخش بشر تقديم مي كنم: فرشته بود و خدا عشق در ميانه نبود فضاي عالم هستي پر از ترانه نبود سكوت بود و خداوندگار و خلوت خويش ز شور عشق نشاني در آن زمانه نبود مقام حسن به جا بود و دلبري مي كرد ولي چه سود كه آيينه در ميانه نبود براي جلوه آن چهره آفريده شدي براي خلق تو زين خوبتر بهانه نبود تو آفريده شدي اي زن، اي تبلور عشق كه بي فروغ نگاه تو خانه خانه نبود هزار مشعل خورشيد اين فروغ نداشت اگر چراغ تو روشن در آشيانه نبود اگر نه آينه بودي به پيش طلعت دوست حديث حسن و جمالت بدين فسانه نبود در اين مقام نيامد سخن به سر آتش كه بحر پرگهر عشق را كرانه نبود |
|
آقای دكتر حسين الهي قمشه اي پانزدهم جون در تورنتو در محل North York Civic Center واقع در شماره 5100 خيابان Yonge براي علاقمندان، از مولانا سخن گفت.
جمعه شب پانزدهم جون 2007 یکی از سالنهای اجتماعات کتابخانه مرکزی نورث یورک، پذیرای نزدیک به 400 نفر از علاقمندان ایرانی مقیم تورنتو بود که گرد هم آمده بودند تا به سخنان استاد دکتر حسین الهی قمشه ای گوش سپارند. نیم ساعت قبل از آغاز رسمی مراسم، سالن تقریبا پر شده بود. بیرون سالن تعدادی از کتب استاد برای فروش عرضه شده بود. مراسم با صحبت کوتاه مجری برنامه و معرفی استاد شروع شد و پس از آن استاد با تشویق شرکت کنندگان، در جایگاه قرار گرفت و سخن آغاز کرد.
استاد قمشه ای اظهار داشت: " سمفونی مولانا با یک ساز ساده و کوچک که همان لبهای مولاناست، نواخته شده است. اما با همه سادگی، بیش از سمفونی هزار گوستاو مالر، نغمه و هارومنی و ملودی آفریده است. مثنوی از آغاز تا انجام با یک ضرب ثابت شش بر روی هشت اجرا شده اما در بخش دیوان شمس دهها ضرب آهنگ غزلیات رقص آگین مولانا را به سماع آورده است که میتوان به زبان موسیقی آکادمیک اروپا آنها را به سبب شادی و نشاطی که در آنها موج می زند، آلگرو Allegro خواند. در حالیکه در مقالات یا فیه ما فیه، ضرب آهنگ آرام گرفته اما موسیقی حکمت آمیز مولانا همچنان در پرده های رنگارنگ نواخته میشود و شنونده را هر دم از باغی به باغی و صحرائی به صحرائی میبرد. مطرب عشق عجب ساز و نوائی دارد نقش هر پرده که زد راه به جائی دارد (حافظ) "
در این سخنرانی یک و نیم ساعته، استاد قمشه ای با اشاره به اینکه قرار است به زودی بر اساس پیشنهاد ایشان، سمفونی مولانا توسط گروهی در ایران ساخته و اجرا شود، دوازده بخش یا موهمان این سمفونی را نام برده و شرحی مختصر از هرکدام را دادند. این دوازده موهمان عبارتند از: نیایش، شعور انسان، پیامبری، قصه های شهرزاد، سماع، جاودانگی (immortality) و موسیقی مرثیه، حوا، شادی، شاهراه، حکمت، مروارید، دردانه. مولانا با الهام از قران، سخن برای طبقه خاصی نمیگوید. بلکه طوری سخن میگوید که عامه مردم، خواص و حتی اخص خواص هم هر کدام بهره خود را ببرند. سمفونی هزار را هزار نفر برای سیصد نفر مستمع زده نواخته اند ولی سمفونی مولانا، تنها با یک ساز که همان لبهای اوست و با کلماتی ساده نواخته شده است بطوریکه به قول برنارد شاو، یکی از هنرهای موتزارت نیز هست که مفاهیم مشکل را با کلمات ساده طوری بیان کرده است که Too difficult for specialists and too easy for children است. در ادامه استاد قمشه ای گفت: "... نیایشهای مولانا بر خلاف دعاهای عاجزانه، عاشقانه است، عارفانه، صمیمانه، حکیمانه و هنرمندانه است. مولانا شعور انسان را چنان متعالی تصویر میکند که نیازی به امر و نهی یا بهشت و دوزخ ندارد تا سراغ خوبی برود. بیگ بنگ مولانا نظر خداوند به جمال خودش و آفرینش هستی بر اساس عشق است. ادبیات فارسی موج میزند از بیان ارزشهای والای انسانی و مولانا از این لحاظ رتبه دوم را بعد از مخزن الاسرار نظامی دارد. انسانی که چنین تربیت شده باشد، اگر تمام دنیا را هم به بدهند، بدی نمیکند. به قول سعدی تو که آدمی، برو خدا را شکر کن و نگران نباش که خر نداری، خدا را شکر کن که خر نیستی! مولانا چون دیگران و نیز پیامبران الهی، یک قصهگو نیز هست. نکته مهم این قصه ها این است که بفهمیم نکته آن چیست و از آن درس بگیریم. بعضی به آن اشکال میگیرند که مثلا چرا زید عمر را زد. این یک مثال است. مولانا قصه های طولانی تا بسیار کوتاه حتی یک بیتی دارد. انواع قصه ها را شما در ادبیات فارسی میتوانید ببینید که همگی برای تربیت انسان گفته شدهاند." در ادامه استاد ضمن تعریف چند نمونه از این داستانها و توصیه به خواندن این داستانها قول دادند که هر روز یک قصه در سایت خود بگذارند. |
| درباره وبلاگ |
|
|
| دوستان |
|
وبلاگ اسماعیل شفائی |
| ارتباط |
| درباره سرّعشق |
|
![]() استفاده از منابع وبلاگ تنها با ذكرنام منبع بلامانع است All CopyRight Reserved by SerreEshgh ir.wisdom@gmail.com ©2005-2009 RSS POWERED BY BLOGFA.COM طراح: JHN JHN
|
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
All CopyRight Reserved by serreeshgh.blogfa.com ©2005-2009 استفاده از منابع وب سایت تنها با ذكرنام منبع مجاز است