| درباره بنده |
|
صفحه نخست |
| شخصيت ها |
|
امير المؤمنين علي(ع) |
| دانلود سخنرانيها |
|
استاد نقویان |
| شاعران |
|
فخرالدين عراقي همداني |
| اساتید موسیقی |
|
استاد جليل شهناز |
| امکانات |
|
******
با وارد كردن نام و ايميل خودتان در دو كادر زير و عضو شدن در خبرنامه از اطلاع رساني وبلاگ بهره مند شويد |
|
!!!...سرّعشق مقدمتان را گرامی میدارد ...!!!
|
|
|||||||||||||
|
|||||||||||||
|
|||||||||||||
|
|||||||||||||
|
|||||||||||||
|
|||||||||||||||
|
|||||||||||||
|
|||||||||||||||
|
دکتر:عبد الرؤف مخلص پديدۀ وحدت هماهنگی, همانندی وهمگرايی در رفتار ها وروابط بخش های آفرينش, از اولين مؤلفه های تئروی" صنعت حيات" است. اين پديدۀ حياتی در تابلوهای بسياری متجلٌی است که بعضی از اين تصاوير مکشوف است وآن را هر کس با چشم عادی در حرکت ورفتار رستنی ها وحيوانات وطبيعت می تواند ببيند, وبرخی ديگر از اين تصاوير, با چشم عادی قابل مشاهده نيست, وبايد آن را دانشمندی يا کسی که به ابرازهای خاصٌ آن مجهزٌ است مورد مگالعه ومشاهده قرار دهد.در اين جاست که ما از دعوتگران مسلمان می خواهيم که اندکی صبر کرده با ما در گلگشتی به سرزمين علم همراه شوند, تا در سطور آفرينش حرف ها وواژهای" برنامه ريزی" را با خوانايی تمام مورد مطالعه قرار دهند.بی شک از بارز ترين آنچه که اين رفتار های همانند نشان دهندۀ آن است, پديده ای است که نظريه پرداز معروف دعوت اسلامی, که بعضی دانشمندان اسلام آن را "پديدۀ همبستگی" می دانند, وبه کار بردن تعبرات ديگری چون: " تبعيت" يا " تلازم" يا " انتساب" يا" محوريت" را نيز برای آن مجاز می داند.خلاصۀ آنچه که پديدۀ همبستگی در هستی به دست می دهد, اين است که : بعضی از بخش ها وپرزۀ های آفرينش در مدار بخش ها ومجموعه های ديگری می چرخند که از آها برگزيده تر ونيرومند ترند, به نحوی که اين بخش های نيرومند, مرکز ومحور آن بخش پيرامونی تابع خود به حساب می روند, يا به تعبيری ديگر کانون تجمعی هستند که مخلوقات ديگری پيرامون آنها جمع می شوند, واين کانون ها برای مجموعه ها وبخش های ضعيف چون پناه گاهی هستند که وابستگی آها به اين مرکز قوی آنها را از نابودی واضمحلال نجات می دهد.اين است همان قانون وسنتی که ساختمان هستی بزرگ در کل تا کوچکترين اجزای آن که اتم است بر مبنای آن استوار است, وما در اين جا اين دو مثال غير متناهی در بزرگی وکوچکی که براساس معيارهای ما, ونه لزوما در واقعيت امر , دو نمونه از بزرگترين وکوچکترين هیند, مورد بررسی قرار می دهيم. اگر در اين دو نمونه, يعنی هستی بزرگ در يک طرف, واتم در يک طرف ديگر, تعمق کنيم, در می يابيم که هر دو را يک نظم ونسق به هم پيوند می دهد,وبر هر دو يک نظام واحد حاکم است. اگر ما راستی ودرستی قانون همبستگی ووحدت اجزا وواحد های اين دو نمونه را مورد لحاظ قرار دهيم, تصور مخلوقات غير قابل احصای ديگری که در ميان دوطرف ايندو مقولۀ بزرگترين وکوچکترين قرار دارند وهيچ نيروی ديگری جز خدای بزرگ نمی تواند آنها را شمار کند, مخلوقاتی که از عين اين قانون واين سنت پيروی می کنند وبشر نيز يکی از آنهاست – بر ما آسان می شود.
اما هستی در کل: برای همه معلوم است که , مدير رصد خانۀ کاليفرنيا در يک برنامۀ علمی تلويزيونی, آنچه را که او ويارانش از دانشمندان نجوم در بارۀ چگونگی ساختمان هستی کشف کرده اند, تشريح کرد, او در اين برنامه گفت: آنچه که ما با چشم مجرچ يا تلسکوپ های کوچک در فضای بيکران هستی به صورت ستارۀ ها وسيارات پراگندۀ ای می بينيم, وتصور می کنيم که همۀ آنچه در هستی وجود دارد همين هاست,در واقع امر بخش بسيار کوچکی از حقيقت هستی را به نمايش گذاشته اند, زيرا رصد خانه های بزرگ در دهۀسی از قرن بيستم نشان دادند که کائنات متشکل از آجر هايی است که بعضی روی بعضی ديگر قرار دارند, واين آجر ها در شش جهت با چنان تسلسلی که هرگزپايانی ندارد مکرر در مکرر چيده شده اند, وعظمت خلقت تا جايی است که مثلا يک کهکشان بزرگ ونيرومند را که کانون يا مرکز تجمع کهکشان ها وستاره های ديگر ضعيف تر وکوچک تر از آنند تشکيل می دهد.دانشمندان نجوم برای اين مجموعۀ بزرگترکه خود يک قالب آجر از آجرهايی بی نهايت بنای هستی را تشکيل می دهد, نام ( خوشۀ فلکی) را برگزيده اند, وبه هر ميزانی که اين ستارگان از مرکز دور ودور تر شوند, حجم وضخامت آنها کوچک وکوچکتر می شود تا جايی که به نوعی خلأ در فضا می رسيم, وباز به دنبال آن در اين ساختار کلٌی خوشه های نجومی همانند ديگری از تمام جهات ششگانه عرض اندام می کنند. يك دانشمند امريکايی اضافه می کند: در اوساط دهۀ هشتاد آن گاه که نيروی رصد خانه ها به مراتب مضاعف گرديد ما دوهزار وشش زوايای آن تهيه کرديم , از مشاهدۀ مجموعۀ اين تصاوير, اين حقيقت برای ما روشن گرديد که هر مجموعه از خوشه های نجمی به نوبۀ خود بر محور يک خوشۀ ديگر از آنها که از ديگران نيرومند تر است وبه عنوان مرگزی برای آنها به شمار می رود, گرد آمده اند, وتجمع خوشه ها در نزديک اين خوشۀ نيرومند مرکزی, نسبت به مسافت های دور تر بيشتر وپر حجم تر است , وهرچه از آن دور شويم , تراکم وضخامت خوشه ها هم کم وکمتر می شود.او اضافه می کند: ما اين پديده را " مجموعۀ خوشه ای هستی" نام نهاده ايم , و هنوز هم براين باوريم که اين مجموعه های خوشه ای بی نهايت, در واقع آجرهای بنای آسمان اند, تصاوير ما نشان دادند که اين آجر ها در همۀ جهات شش گانه هستی بر يک گونه, وبا بافتی همانند, وهندسۀ متناظر, نه پراگنده ومتفرق توزيع شده اند ... مشاهدات ما نشان می دهد که هنوز هم به صورت پيوسته, خدای متعال خوشه های بی شمار ديگری را در يک مقياس منوازن می آفريند, هستی در حال توسعۀ مستمر است دارای بار الکتريکی مثبت است, وکائنات در حال تمدد می باشد.
عناصر متعدد .. وهمبستگی واحد:ام " اتم " در طرف ديگر, مخلوقی است به عين شيوه ونمونۀ فوق الذکر, ميکرو سکوپ های الکترونی قوی در اواخر دهۀ هشتاد " اتم" را در معرض مشاهدۀ بشر گذاشتند, در حالی که بشر به ساختار اتم نوعاً آشنايی پيدا کرده بود, مشاهدات به صورت غير قابل انکاری نشان دادند که " اتم" متشکل است از يک هستۀ نيرومندی که دارای بار الکتريکی مثبت است, وبسيط ترين انواع آفرينش که عبارت از: گاز هايدروجن است وهستۀ آن مرکٌب از يک پروتون می باشد, دارای بار الکتريکی منفی است که الکترون نامنيده می شود وبر محور آن حرکت کرده وبه آن سخت وابسته است. پس اگر هستۀ اتم دارای دوپروتون باشد , اين بدان معنی است که ما در برابر عنصر ديگری قرار داريم که " هيليوم" ناميده می شود, وبه دور هستۀ آ« دو الکترون پشتيبان همديگر می چرخند, وخدای متعال تمام عناصر را از گاز ها وفلزات ومعادن تا ديگر پديده ها با همين شيوه وطبق عين نظام آفريده است, الکترون ها در تساوی تمام باعدد پروتون ها بر محور هسته می چرخند, وآنچه که در هسته اتم هر عنصری از اين مخلوقات قرار دارد " عدداتمی" ناميده می شود. علمای فيزک عدد اتمی همۀ عناصر را شناسايی نموده وآن را در ترتيب تصاعدی خود طبق جدولی که آن را " جدول دوره ای عناصر" ناميده اند مرتب کرده اند,مثلاً عدد اتمی کاربون (6) واز اوکسيجن (8) والمونيم(13) وکالسيوم(20) وسيماب جيوه (80) است .. وهمين طور عدد اتمی ديگر عناصر .... اينها اطلاعاتی است که هم اکنون شاگردان بخش های علمی در مدارس ثانوی آنها ذا حتی با تفصيل بيشتر می دانند.
رفتارهای بشری همانند حرکت اتم است:تصوير آجرهای کهکشانی سازندۀ هستی که در فوق بدانها پر داختيم , به وضوح نشان می دهند که " همبستگی" در ساختار هستی, يک حقيقت حياتی ريشه دار وجوهری است, واز اين جهت ممکن است عين اين قاعده را بر روابط بشری وانتظار تبعيت وپيروی بعضی از بشر برای بعضی ديگر از آنان که قوی تر ونيرومند تر از ديگران هستند, تعميم داد. انسان های نيرومندحکم کانونها ومحورهايی را دارند که انسان های ضعيف تر از خود را می چرخانند,واين حقيقتی است که تاريخ جامعۀ انسانی آن را به روشنی تمام نشان داده وعصر کنونی ای که در آن زندگی می کنيم, نيز مؤيد آن است. از اين رو بر دعوتگر مسلمان واجب است تا در جامعه جايگاه محوری ای را احراز نمايد, تا ولاء وهمبستگی ديگران را به مدار خود بکشاند. اين نتيجه گيری برای ما در تفهيم تئوری" صنعت حيات" بسيار مهم است, بنا بر اين بايد بر رویآن محکم دست گذاشت تا آن را به معنای ديگری که بعداً به نتيجه گيری آنها خواهيم پرداخت, پيوست کنيم.اما در همان حالی که ما می رويم تا معنای ديگر پيوسته با اين معنی را کشف کنيم , بی مناسبت نخواهد بود, اگر در برابر معنای فرعی ديگری که در پديدۀ همبستگی ميان مخلوقات نهفته است, درنگی کوتاه داشته باشيم.
معنی اوٌل:همبستگی در طبقه بندی های مختلف جامعۀ بشری پديده ای است که تکرار می شود, زيرا نيروهايی که برای ديگران موقعيت محوری دارند, خود به نوبۀ خويش باز در مدار کانون های مرکزی نيرومندتری سير می کنند وبه مراکز قرتمند تر از خود وابسته اند, واين حقيقت روشن می سازد که ( خوشۀ نجومی) با شماری از ياران خود به خوشۀ نيرومند تری ئابسته است که خود کانونی زنجيره ای از خوشه های ديگر می باشد. واين همان اساس پديدۀ ( رهبری) در زندگی بشری است, شکی نيست که مردم نياز به نيروهايی دارند که به اين همبستگی قوام بخشيده واز دفع نيروها وبا ظلم وفساد جلوگيری نمايند, پس ظلم ومنافی با سنت وقانونمندی هستی است.
معنی دوم: از دياد پروتون های هسته های اتم, به همان تعداد الکترون های بيشتری را به سوی خود جلب می کند – چنان که گفتيم – وليکن آنچه را که نا گفته باقی گذاشتيم اين است که: اين الکترون ها دارای سطوح وطبقات محدودی هستند که در همان سطوح وطبقات می چرخند, اگر اين الکترون ها از نظر تعداد بيشتر باشند, با کوچکترين سببی از مدار خود می گريزند, همچنين است کار در زندگی بشری, اگر تعداد پيروان در کانون اجتماعی بزرگ بسيار باشد, مسئله ريزش نيروها بيشتر است, زيرا عنصری که ايشان را به دور خود گرد آورده است, نمی تواند برای هر يک مدار های بر نامه ريزی شدۀ دقيقی به دست دهد که گرايش ها وآرمانهای آنان را اشباع کند, پس در اين جاست که ميان قاعده ومحور نوعی گست به وجود می آيد که نهايتاً ممکن است به فرار وگريز نيروها بينجامد وچه بسا که اين امر عنصر محوری را به نوعی سر خورده سازد که اين سر خوردگی به افت توانايی های وی در رهبری بينجامد, زيرا پروتونهاس اتم نيز در حالات فشار وتنگنا همراه با خروج الکترون از مدار هستۀ مرکزی می گريزند, واين امر به دعوتگران مسلمان می آموزد که بايد تجمع آنها متوازن وبه هنجار باشد.می توانيم به اين پديده از زاويۀ ديگری نگريسته وبگويم عنصر محوری اگر از نظر نيروی علمی وتوانمندی های ذاتی قوی وآماده باشد, ودر مرحلۀ اولی پيروان بيشتری داشته باشد, آنان پيرامون وی حلقه خواهند زد, در صورتی که لذت ارتباط وهمبستگی در اوج خود باشد, سپس ممکن است در ميانۀ راه با افکار متعالی واستنباط ها وتحليل های پيشرفتۀ او که از سطح ايشان بالاتر است, هماهنگی نشان داده نتوانسته واو را درک نکنند ودر نتيجه از مدار بگريزند, واين امری است که بر دعوتگران الزام می کند تا در حرکت خود سير ميانه را رعايت کرده, حساب ضعفا را نيز داشته باشند, وهميشه از موضع اقوی واولی به قضايا نگاه نکنند. ممکن است گاهی يک مسلمان زمينه های نبوغ را تا بخواهيم داشته باشد, ليکن نتوانند برای نبوغ خود بازاريابی نموده وکسی را بيابد که او را درک کرده بتواند.
معنی سوم:تعداد الکترون های پيرو, مناسب با نيروی هستۀ اتم وتعداد پروتون ها در آن است , همچنين دعوتگر که صنعتگر زندگی است ... می تواند شماری از مردم را جذب کند که با مقدار علم ونيروهای ذاتی وی متناسب باشد, وهرچند که او از نظر روحی , وتوشه های ديگر وملکات ذاتی قوی تر باشد, مردم هم پيرامون او بيشتر حلقه خواهند زد.
معنی چهارم:يک اتم از يک عنصر, اتم ديگر در عنصری ديگر متٌحد می شود, از اتٌحاد اين دو عنصر جزء جديدی به وجود می آيد که دارای خواص جديدی است, واين موجودات مرکٌب فراوان اند, ومدار بهره گيری در اغذيه وادويه نيز در همين جا است, حتی کيميای عضوی, سلسله های متعدد از مرکبات جديد به اضافۀ اتم هايدروجن يا کربن را با ترکيب اصلی خود ايجاد می کند, با هر اتمی که اضافه می شود, خواصٌ آن نيز متجدد ومتکثٌر می گردد. حال خوب دقت کنيد: اين پديده اساس وقانون " پيمان" و" تعهد" در زندگی بشری وحيوانی است, اگر شما بتوانيد با کسانی که با شما نقاط اشتراکی دارند, هم پيمان شويد, يقيناً می توانيد, در برنامه های دعوت نيز نيروهای بيشتری را به ياری بگريد.
همبستگی واطاعت هر دو: در انواع مخلوقاتی که شکاف وسيع ميان هستی بی نهايت واتم کوچک ترين را پر می کنند,شواهد بی شماری که هرگز به مقياس بشری تحت ششمار نمی آيند, بر اين حقيقت تأکيد دارند که پديدۀ( همبستگی) و( پيروی) در نهاد هستی قانونمند است. مثلاً خورشيد ما يکی از اين مخلوقات است, ملاحظه می کنيم که زمين ما , کرۀ مريخ, زحل وبقيۀ سيارگان بدان مرتبط واز آن پيروی می کنند , ما در فضای بيکران هستی ميليون ها وميلياردها خورشيد از اين دست داريم که دارای پيروان ووابستگانی هستند سپس در مقياس پايين تر به همين زمين خود که بنگريم, ملاحظه می کنيم که زمين برای خود قمری دارد که از آن پيروی می کند, وبعضی از کواکب دارای اقمار متعددی می باشد. وافواج پرندگان در مسير هجرت خود از مناطق زيستی به مناطق زيستی بهتر از آن از يک رهبر پيروی می کنند..... وزندگی نظام مند در کندوهای زنبور عسل وآشيانۀ موران در پيروی از اين قانون مشهور ومفروف اند. وهر روز علم با دوربين های حساس خود به دنبال کشف تازه های ديگراز دنيای عجيب وغريب آنان است. تازه هايی که سخت اعجاب آور وگاه بسيار تکان دهنده می باشند,اينها همه مثالهايی برای قانون" محوريت" است که در واقع ناموس هستی است. ما فقط در اين ميدان مثالهايی زده, ودر اين رابطه بابی را گشوديم, شما خود در فهم اسرار خلق, راهی اين ميدان شده, وافق های بيشتری را بگشائيد. ماهنامه امت شماره پنجم 2000م |
|
در سالهاي نخستين كه اين حقير نگارنده سطور ، تحصيل طب را در تهران آغاز كرده بودم ، در برخورد با استاد بزرگ پاتولوژي ايران ، جناب آقاي “ دكتر كمال الدين آرمين ”(1) همواره اين سؤال در ذهنم نقش مي بست كه چه نيروي عظيم و خارق العاده اي وجود دارد كه سبب مي شود اين مرد در اوج كهولت مقتدرانه بركرسي تحقيق و پژوهش و تدريس همچنان تكيه بزند و در آستانه هشتمين دهه عمر خود اينچنين شاداب و دل زنده باقي بماند ! |
|
|
|
امام صادق (ع) : |
|
در مقاله گذشته از تاثير نماز بر وسواس فكري سخن گفتيم و اينكه به نكته اي پيرامون وسواس عملي مي پردازيم كه نمونه هاي آشناي زيادي از آن را مي توان در جامعه اطراف پيدا كرد . از جمله اين نمونه ها مي توان به افرادي اشاره كرد كه گرايش به انجام مكرر فعاليتهايي معين مثل شستشو و نظافت دارند و حتي پس از بارها شستشو و آب كشيدن همچنان نسبت به پاك شدن شي مورد نظافت شك دارند ! |
|
“ سكته قلبي ” شايعترين علت مرگ و مير در ايالات متحده آمريكا و ساير ممالك سنعتي است .(1) اين شيوع بالا در كشور ما نيز صدق مي كند . بعلاوه سكته مغزي كه به عللي تقريبا مشابه سكته قلبي ايجاد مي شود نيز عامل مهمي در مرگ و بروز ضايعات متعدد رواني و جسمي ، در ممالك مختلف به حساب مي آيد .
هر چند كه عوامل متعدد و گوناگوني ، بعنوان علل ايجاد كننده “ سكته ” شناسايي شده اند ، اما در اين ميان تاثير روان بر ايجاد هر كدام از آن علل ، منجر به اين شده است كه امروز سكته ها را بعنوان قسمتي از اختلالات رواني تني ( بيماريهايي كه بر اثر تاثير روان بر جسم ايجاد مي شوند ) بشناسيم . مطالعات “ فلاندر زانبار ” در سال 1936 و مطالعات تكميلي پزشكان ديگر در سالهاي بعد تا كنون ، اين فرضيه را مسلم كرده است ، كه بين تيپ شخصيت افراد و بروز سكته قلبي و مغزي در آنها رابطه تنگاتنگي وجود دارد ، بعلاوه اين نكته نيز امروزه از مسلمات است كه استرس هاي مداوم و طولاني با ايجاد شرايط خاص ، در رگهاي خون دهنده به قلب و مغز ، زمينه را براي بروز سكته در اين اعضاء مساعد مي سازد . در اين باره ، بسياري از مؤلفين گزارش داده اند كه در موارد بسيار زيادي ، فشارهاي شديد حرفه اي ، نگراني خانوادگي يا مالي ، افسردگي و خستگي مقدم بر بروز سكته هاي قلبي وجود داشته است . اين مولفين نشان داده اند كه سطح كلسترول ( چربي حيواني ) در خون افرادي كه تحت فشار فكري هستند بالا مي رود و احتمال بروز لخته هاي منجر به سكته در رگهاي قلب بيشتر مي شود . متخصصين ديگر نيز يكي از مهمترين عوامل منجر به سكته مغزي را ، تنش هاي هيجاني كه در پاسخ به گرفتاريها ، كشمكش هاي رواني و استرس ها ، بوجود مي آيد ، ذكر نموده اند .(2) بر اين اساس حتي براي درمان مبتلايان به سكته كه جان سالم بدر مي برند . علاوه بر درمانهاي طبي مختلف ، استفاده از داروهاي روانپزشكي و حتي روان درماني و رفتار درماني نيز . توصيه مي شود .(3) با اين اوصاف ، توجه به اين نكته مهم است كه هر عاملي كه سبب تخفيف استرس ها وايجاد امنيت رواني در شخص گردد و هر عاملي كه بتواند در برقرار كردن شخصيت متعادل در افراد موثر واقع شود ، خواهد توانست تاثير چشمگيري بر كاهش ميزان سكته هاي قلبي و مغزي بگذارد . ما در شماره هاي مختلف اين مجموعه نوشتار ، از احساس امنيت رواني ، كه بر اثر نماز براي انسان حاصل مي گردد و نقش حفاظتي كه نماز در مقابل اضطراب ها و استرس هاي حاد و مزمن زندگي ايفا مي كند ، سخن گفته ايم و خواهيم گفت . بعلاوه طي شماره هاي آينده راجع به تاثير نماز بر اختلالات شخصيت و نحوه اي كه نماز از آن طريق شخصيتي باثبات و متعادل ايجاد مي كند ، به بحث مختصري خواهيم پرداخت . با عنايت به مجموعه مباحث مذكور و با توجه به اين كه دانستيم در بروز سكته هاي قلبي و مغزي ، علاوه بر اين كه تيپ شخصيت افراد ، نقش مهم دارد ، استرس هاي حاد و مزمن زندگي نيز ايفاي نقش موثر مي كنند ، مي توانيم به اين نكته درخشان دست يابيم كه “ نماز ” با ايجاد ثبات در شخصيت و ايمني بخشي در مقابل استرس ها ، ريسك ابتلا به سكته هاي مغزي و قلبي را به شدت كاهش مي دهد . ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1. ترجمه مباني طب سيسيل ـ بيماريهاي قلب و عروق 2. روانپزشكي لينفورد ـ ريس ، ترجمه زير نظر دكتر عظيم وهابزاده . صفحه 173 3. ترجمه سيناپس روانپزشكي كاپلان ـ سادوك ـ جلد 3 صفحه 203 |
|
در اصطلاح لغوي مردم كرمان ( بويژه در گويش سيرجاني ) ، از بيماري گواتر تيروئيد با عنوان “ غمباد ” ( غم + باد ) نام برده مي شود . چرا كه تجربه به آنها نشان داده است اين بيماري كه تظاهر عمده آن به صورت بزرگي منتشر غده تيروييد است بيشتر در اشخاصي بروز مي كند كه در معرض غم و غصه و ناراحتي بيشتري در طول زندگي خود بوده اند ! |
|
“ زخم معده ” و “ زخم اثني عشر ” از شايعترين موارد مراجعه به پزشكان داخلي و جراحان ، به حساب مي آيد كه در بروز اين مشكلات ، عوامل مختلفي ، دخيل دانسته شده است ، از جمله اين اواخر وجود نوعي ميكروب خاص (1) را در دستگاه گوارش عده زيادي از مبتلايان به زخمهاي گوارشي ، در اين مورد موثر مي دانند . |
|
يا أيها الذين آمنوا اجتنبوا كثيرا من الظن ان بعض الظن اثم … |
|
“ آسم ” يكي از شايعترين بيماريهاي انسان است ، به طوريكه شيوع آن در طب اطفال ، 5 تا 10 درصد كل كودكان تخمين زده مي شود .” (1) كه اين بيماري در بسياري از آنها تا بزرگسالي نيز ادامه پيدا مي كند . بدين ترتيب كمتر كسي است كه در دوران زندگي خود با بيماران مبتلا به آسم ، برخورد نكند و شاهد مشكلات مختلف آنان از جمله تنگي نفس ، سرفه مداوم ، خس خس سينه و .. كه گاهي به صورت حمله هاي شديدي بيماري تظاهر مي كنند نباشد. |
|
برخي روانپزشكان ايراني “ شخصيت منزوي ” را بعنوان بهترين ترجمه ، به جاي “ شخصيت ” اسكيزوئيد پيشنهاد كرده اند . چرا كه مبتلايان به اين اختلال ، عمري را در كناره گيري از اجتماع گذرانده اند و در نظر ديگران آدم هائي مردم گريز ، منزوي و تنها هستند . مطالعات آماري در ايالات متحده آمريكا ، احتمال اين كه از هر 100 آمريكايي حدود 7 نفر مبتلا به اين اختلال باشند را مطرح كرده است كه دلالت بر شيوع بالاي آن دارد . |
|
حضرت علي (ع) : نماز ، داروي تكبر است . |
|
ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا پروردگارا ! صبر و شكيبايي را بر ما فرو ريز و قدمهايمان را ( در زندگي ) ثابت و پايدار نما . |
|
امام محمد باقر (ع) :
در نماز خود توجه و تمركز كامل داشته باش زيرا از نماز تو آن مقدار قبول مي شود كه با توجه خوانده مي شود .(1) تمركز ( concentration) نه تنها شرط لازم ، بلكه در بسياري موارد ، شرط كافي براي بسياري از موفقيت هاي انسان است . عرصه كاربرد تمركز ، نه فقط در فعاليت هاي مادي و محسوس انسان ، بلكه گاهي تا حد مسائل ماورائي و مرموز هستي ، گسترده است . بدين معنا كه حتي عمليات محير العقول مرتاضان هندي ، طريقه هاي پيشرفت و سير و سلوك در مكاتب عرفاني و مذهبي شرق دور ( از جمله ذن بوديسم ، يوگا و .. ) راههاي ديدن حقيقت اشياء در مقابل نگاه كردن معمولي به آنها ، در تعاليم روانشناسانه و عارفانه دون خوان به كارلوس كاستاندا ، (2) روشهاي كشف و شهود و مراقبه در سلسله هاي تصوف و عرفان اسلامي و ايراني و بسياري ديگر از مسائل معنوي از اين قبيل ، تنها از طريق دست يافتن به درجاتي از “ تمركز ” قابل وصول مي باشد . بعنوان مثال ، حتي در انواع ورزشهايي كه خاستگاه آنها در ممالك شرق دور مي باشد ( از جمله ورزشهاي رزمي مثل كاراته ، جودو ، ساواته ، كونگ فو و .. ) شرط اصلي براي موفقيت و پيشرفت برخورداري از “ تمركز ” مي باشد . و از اين رو بخش مهمي از تمرينات اين ورزشها به “ تمرين تمركز ” اختصاص يافته است . اما در بعد فعاليتهاي مادي و عادي روزمره انسان نيز “ تمركز حواس ” داراي نقش بسيار كليدي است . از سردار افسانه اي فرانسويان ، “ ناپلئون بناپارت ” چنين نقل مي كنند كه مي گفت : “ تنها زماني موفق شدم كه به پيروزيهاي بزرگ در عرصه سياسي و نظامي دست پيدا كنم ، كه توانائي يافتم ، مغز خود را كشو بندي كنم !؟! و در مورد انجام هر كار تنها كشوي مربوط به آن را بگشايم و بر آن تمركز بدهم و ساير كشو هاي مربوط به ديگر كارها را ببندم . بدين معنا كه مثلا زماني كه به حل يك مسئله جنگي مشغول بودم ، تنها كشوي مربوط به آن مسئله در ذهنم بيرون بود و تنها بر روي آن كار مي كردم و در اين زمان همه كشوهاي مغزي ديگرم ، حتي كشوي مربوط به عشق “ ژوزفين ” بسته بود !” به همين قياس ، چنانچه مثلا “ يك دانش آموز يا يك دانشجو ، بتواند موقع مطالعه دروس خود ، تنها بر همان موضوع درسي مورد مطالعه تمركز كند و از ساير افكار بر حذر باشد ، موفق خواهد شد كه به پيروزي هاي چشمگيري در زمينه تحصيلي دست يابد. يا حتي يك كارمند ، يك كاسب ، يك بنا ، يك راننده و .. تنها زماني در كار خود كاملا موفق خواهد بود كه از تمركز حواس كافي ، موقع كار خود ، برخوردار باشد و در اصطلاح مشهور حواسش به كارش جمع باشد . به اين ترتيب با اين مثالها مي توان به اهميت زايد الوصف جمع بودن حواس يا همان تمركز پي برد و توجه نمود كه چنانچه در امور مختلف و بخصوص در كارهاي فكري ، باسلاح تمركز به ميدان رفت و با توجه به رابطه تنگاتنگ حافظه و تمركز حواس ، دانسته هاي جديد را با نظم و ترتيب روي يكديگر قرار داد ، قدم بزرگي در جهت تقويت حافظه نيز برداشته خواهد شد . مطالعات مختلف علمي و پژوهشي و نظريه پردازيهاي گوناگوني نيز دردانش امروز ، در اين مورد صورت پذيرفته است كه از آن جمله مي توان به مطالعات “ گاردنر مورفي ” پيرامون canalization ( متوجه ساختن انديشه و فعاليت به موضوعي معين) اشاره كرد .(3)‑ اما توصيه هاي مؤكد و متعددي كه در تعاليم اسلامي مبني بر “ حضور قلب ” در نماز و برخورداري از اقبال و توجه كامل به نماز به ما رسيده است ، همگي دلالت بر آن دارد كه نماز ارزشمند در درگاه الهي نمازي است كه با تمركز كامل و توجه دقيق به مضامين آن ، به جاي آورده شود و نمازي است كه با تمركز كامل و توجه دقيق به مضامين آن ، به جاي آورده شود و نمازي كه مسلسل و طوطي وار بدون حضور ذهن و قلب خوانده شود از ارزش بسيار كمي برخوردار است . و حتي در حديث معصوم (ع) آمده است كه عابدي كه بدون فهم و درك ( و در نتيجه آن بدون توجه ) عبادت مي كند ، همچون الاغ آسياب است .(4) ( كحمار الطاحونه ) بدين ترتيب اقامه كننده حقيقي نماز ، با برخورداري از حضور قلب در عبادت هاي يوميه خويش ، در واقع “ تمركز حواس ” را بارها و بارها در طول يك شبانه روز ، تمرين مي كند و از اين جهت اين صفت حسنه را در وجود خود ، ملكه مي سازد تا با بهره بردن از آن در همه عرصه هاي زندگي ، موفقيت را در همه ابعاد ممكن نصيب خويشتن سازد . ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1. محجه البيضاء ، جلد 1 صفحه 354 1.تعليمات عجيب دون خوان ، سرخپوست عارف مكزيكي ، به كارلوس كاستاندا ،مردم شناس آمريكايي ، درباره يك مكتب غني و منحصر به فرد عرفاني كه سابقه اي هزاران ساله در ميان سرخپوستان آمريكاي شمالي دارد موضوع حدود ده كتاب جنجال برانگيز است كه كاستاندا در اواخر قرن حاضر به رشته تحرير درآورده است . مجموعه اين كتابها توسط مترجمين مختلف به فارسي ترجمه شده است . 2.روانپزشكي كاپلان ـ سادوك ترجمه : دكتر پور افكاري جلد 1 صفحه 553 3.سفينه البحار ، ذيل كلمه “ عبد ” ( اين نماز ، همان نمازي است كه شاعر در مورد آن سروده است : غير از خدا كه هرگز در فكر آن نبودي هر چيز كز تو گم شد وقت نماز پيداست ! |
|
( سوره مباركه طه ـ آيه شريفه 132 ) پزشكان اطفال ضرب المثل مشهوري بدين مضمون دارند كه “ كودكان ” هرگز بزرگسالان كوچك نيستند. بدين معنا كه عوالم رواني وحتي جسمي كودكان به كلي متفاوت از بزرگسالان است و جا دارد حتي آنها را نوع ديگر از انسان به حساب آوريم و در بعد بررسي فوايد پزشكي نماز ، نكات متعددي را به سلامتي كودكان ، جداي از بزرگسالان اختصاص دهيم. اما از آنجا كه بنا را بر اختصار گذاشته اين تنها طي دو نكته و به گونه اي فهرست وار ، از برخي تاثيرات مستقيم و غير مستقيم نماز بر سلامت جسمي و رواني كودكان ، سخن مي گوييم . سلامت كودكان ، از آرزوها و ايده آلهاي همه جوامع بشري است و از اين رو مجامع بين المللي متعددي با قصد حمايت از سلامتي و كمك به پيشرفت كودكان ، بوجود آمده اند . اما آنچه كه كمترمورد توجه همه اين مجامع بوده است ، شايد توجه به نقش بي نهايت عميق دستورات ديني در ايجاد سلامتي اطفال باشد . بعنوان مثال حدود دو دهه پيش ، مجامع علمي جهان ، شيرمادر را براي شيرخواران ، بي كفايت تشخيص دادند و اقدام به تهيه شير خشكي كه گمان مي بردند ، مفيدتر از شير مادر است ، نمودند و انواع و اقسام شير خشك را با تبليغات وسيع بر له آنها و عليه شير مادر ، به بازار فرستادند ، اين در حالي بود كه از قرنها پيش در آيات استوار قرآن از جمله آيه شريفه 233 از سوره مباركه بقره و آيه 12 از سوره مباركه لقمان ، چند بار تاكيد بر استفاده از شير مادر ، آن هم تا دو سال شده بود . با اين وجود بسياري از مادران ( از جمله حتي مادران مسلمان ) ، گول تبليغات علمي را خوردند و به كودكان خود به جاي حياتي ترين و سلامتي بخش ترين ماده غذايي كه توسط آفريدگار هستي توليد و توصيه شده بود ، شير خشك بي خاصيت و بسيار مضر ساخت انسانها را خوراندند . اما با پيشرفت بيشتر دانش و تجهيز بيشتر آزمايشگاههاي علمي ، چند سال بعد برخي برتريهاي شير مادر ،روشن شد و اين بود كه دامنه تبليغ عليه آن محدود تر شد و علم نسبي بشر اعلام كرد : “ شير مادر ، تا حداقل 6 ماه مفيدترين ماده غذايي براي كودكان است ” كه اين دستور نيز هنوز ، با دستور قرآني ، كمي متناقض به نظر مي رسيد ، تا اين كه آخرين تلاشهاي بشر براي شكافتن هر چه بيشتر محتويات شير مادر و شناسايي اجزاي آن به نتيجه رسيد و كار بدانجا كشيد كه سرانجام در سالهاي اخير ، علم به اين حقيقت اعتراف كند كه : شير مادر ، آن هم تا دو سال ، ضروري ترين ، اساسي ترين و حيات بخش ترين نياز كودك به شمار مي آيد و محروميت كودك از شيرمادر ، او را در معرض طيف بسيار وسيعي از بيماريهاي جسمي و رواني ، قرارمي دهد . و آيات شكوهمند قرآن و فرمايشات معصومين (ع) در اين مورد همچنان استوار و درخشان بر جاي خود بود .(1) با اين قياس ، مي توان نتيجه گرفت وقتي كه يكي از ساده ترين دستورهاي قرآني غنايي تا بدين حد مثلا “ در تامين سلامت كودكان دارد ، دستورات مؤكد و مكرر آن ( مثل نماز ) ديگر تا چه پايه اي مفيد و سودمندند . واقعيت اين است كه سودمندي “ نماز در سلامت جسمي كودكان ، بوضوح قابل مشاهده است . از جمله اين كه با پايبندي به نماز در جامعه مي توان به راحتي با آن گروه از بيماريهاي مادرزادي بسيار شايع در نوزادان كه بر اثر فسادهايي مانند اعتياد ، الكليسم ، بيماريهاي مقاربتي و .. بوقوع مي پيوندد ، وداع نمود . “ كودك آزاري “ كه بخش مهمي از علل بستري و مراجعه كودكان به مراكز پزشكي و روانپزشكي را تشكيل مي دهد ، در پرتو نماز و در جامعه نمازگزار ، بي معني به حساب مي آيد . عفونت هاي گوناگوني كه در كودكان ايجاد بيماري مي كنند توسط نماز تعديل مي شوند بعنوان مثال به اثبات رسيده است كه بخش مهمي از مرگ و مير نوزادان در بدو تولد به دليل تماس با بدن آلودهاطرافيان ( از جمله دستهاي آنها ) است . كه طهارت دائمي ناشي از نماز مي تواند يك عامل مهم پيشگيري از اين قبيل مرگها باشد . كه اگر به اين قبيل مثالها ، فوايد ديگري ناشي از زندگي يك كودك ، درر خانواده هاي مذهبي را ، اضافه بكنيم ، مثلا “ به سنت حسنه ختنه اطفال ، كه خطر عفونتهاي ادراري را در آنها تا يكصد برابر ، كاهش مي دهد و يا عادت پيدا كردن به مسواك و .. را اضافه نماييم خواهيم ديد كه چگونه تعاليم اسلامي ، كودكان را در معرض سلامتي جسماني قرار مي دهد. يا اين كه آموزش وضو به كودكان ، كه در واقع نوعي آموزش پاكيزگي و طهارت به آنهاست و از آنجا كه بخش عمده اي از بيماريهايي عفوني شايع در اطفال از جمله حصبه ( تيفوئيد ) ، فلج اطفال ، هپاتيت A و .. از طريق مدفوعي ـ دهاني ( Fecal - Oral) انتقال مي يابند ، مي توان با بهره از طهارت ناشي از نماز ، از ميزان بروز و شيوع اين بيماريها به شدت كم نمود ، همانطور كه امروزه در ممالك پيشرفته غربي ، آموزش شستن دستها قبل از صرف غذا ( كه اتفاقا “ با اوقات نماز ، تقريبا ” مقارنت دارد ) از اصول اوليه اي است كه به اطفال ، در مدارس ابتدايي ، آموزش داده مي شود . علاوه بر محاسن جسمي بسيار متعددي كه از زندگي يك كودك در يك خانوداه مومن و نمازگزار ، براي او حاصل مي شود ( از جمله اين كه مادر با تقوي و مومن كودك ، با اقتداي به قرآن و سخن معصومين (ع) كودكش را تا دو سال كامل شير مي دهد و اين وظيفه بي نهايت بزرگ را به بهانه هاي پوچ و واهي ، از جمله اشتغال در بيرون منزل و .. رها نمي كند و در نتيحه كودك خود را در مقابل طيف بسيار وسيعي از بيماريهاي مرگبار جسمي و رواني و انحرافات و اعتيادات و .. در آينده ايمن و واكسينه مي كند ) (2) . مي توان بدين نكته مهم نيز توجه نمود كه ملكه شدن عادت حسنه نماز ،در كودك صرفنظر از عظمتهاي عبودي بيشمار آن و صرفا ” از ديدگاه پزشكي ، به خاطر محاسن بهداشتي و طبي بيشماري كه بر نماز مترتب است ( و ما به قسمت كوچكي از آنها در اين مجموعه مقالات اشاره كرده ايم ) سبب خواهد شد كه همه اين محاسن بيشمار در آينده ،كودك را همراهي كند و او را در راه ساختن زندگي سالم و موفق ياري دهد . ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1. علاوه بر آيه شريفه قرآن ، احاديث متعددي از معصومين (ع) ، به خصوص پيامبر اكرم (ص) و حضرت علي (ع) ، مبني بر اين كه شير مادر مفيدترين غذا براي كودك است ، به ما رسيده است . 2. براي مطالعه پيرامون محاسن متعدد تغذيه كودك با شير مادر ، رجوع شود به متن سخنرانيهاي استاد دكتر علي اصغر وحيدي ، در كلاسهاي تئوري اطفال در دانشكده پزشكي دانشگاه علوم پزشكي كرمان |
|
رب اجعلني مقيم الصلوه و من ذريتي ربنا و تقبل دعاء |
|
پيامبر اكرم (ص): |
|
يا من اسمه دوائ و ذكره شفاء و طاعته غناء در مقاله هاي گذشته از “ تلقين ” سخن گفتيم و بيان نموديم كه چگونه ممكن است “ تلقين ” سبب به بار آمدن نتايج كاملا غير منتظره و غير قابل توجيه با منطق گردد و از آنجا به “ نماز ” و تلقين هاي سازنده توأم با آن اشاره نموديم گفتيم چگونه آن چيز كه انسان ، به خاطر طلب نمودن آن از خدا ، نماز مي گذارد و در راه طلب ، به نماز خود ، توجه مي كند و با توجيه علمي آن چيز كه انسان بوسيله “ نماز ” به خود تلقين مي نمايد ، به طرز اعجاب انگيزي براي او حاصل خواهد شد . اما وجود درمانهاي رازوارانه و درمانگري بدون توجه و اطلاع از مسائل پزشكي نيز از پديده هاي مسلم و قابل قبول براي دانش بشري است كه سوابق ديرينه دارد و با پديده تلقين ، توجيه مي شود . |
|
امام صادق (ع) : |
|
در مقالات گذشته “ چهل نكته پزشكي پيرامون نماز ” گهگاه به اقتضاي سخن ، به مفهوم “ ناقل هاي عصبي ” و تعادل آنها توجه نموده ايم ، كه در اين شماره به اختصار ، به شرح اين موضوع اساسي مي پردازيم . |
|
حضرت علي (ع) :
“ نماز ، كوبنده شيطان است ” (1) در سپيده دم حيات ، هنگاميكه خدا ، انسان ” را آفريد و از روح الهي خويش ، در وجود او دميد ، مقرر فرمود تا همگي فرشتگان مقرب درگاهش ، آدم ابوالبشر (ع) را سجده كنند . در اين ميان “ ابليس ” انسان را فاقد لياقت براي مسجود فرشتگان بودن يافت و از فرمان الهي سر بتافت و به واسطه اين تمرد از درگاه الهي رانده شد . اما “ شيطان با اين كه در بسياري از موارد مترادف با “ ابليس ” معرفي شده است ، از نظر قرآن و روايات ( و با آنچه كه خواهيم گفت از ديدگاه علمي ) با “ ابليس ” به كلي متفاوت است . بدين معني كه “ شيطان ” را مي توان ، عبارت از همه آن نيروها و موجوداتي دانست كه انسان را به گناه كردن وا مي دارند و يا به طور كلي به نحوي از انحاء در انسان ،ايجاد بيماري و مرض مي نمايند . در اين مورد حتي بسياري از روايات اسلامي را مي توان يافت كه در آنها از ميكروبهاي بيماريزاي انسان نيز با عنوان “ شيطان ” نام برده شده است و حتي مي توان ايجاد بيماريها عفوني انسان را نيز به نوعي ، ناشي از غلبه شيطانهايي به نام باكتري ، انگل ، قارچ ، ويروس ، و .. به حساب آورد . به اين ترتيب ، ابيات مشهور و زيباي زير : شيطان كه رانده گشت بجز يك خطا نكرد خود را براي سجده آدم رضا نكرد شيطان هزار مرتبه بهتر ز بي نماز كو سجده را بر آدم و اين بر خدا نكرد عليرغم آن كه حاوي مفاهيم عميق در جهت توجه دادن ، به خطر بزرگ بي نمازي است ، از لحاظ به كاربردن كلمه “ شيطان شايد اندكي اشكال داشته باشد ، چرا كه آن موجودي كه در مقابل آدم (ع) حاضر به سجده نشد ، “ ابليس ” و يكي از فرشتگان الهي بود ، اما شيطان ها موجودات بسيار متعددي هستند كه نه تنها با وسوسه هاي شيطنت آميز خود ، باعث ايجاد بيماريهاي روحي ( گناهان ) و بيماريهاي رواني ( مثل وسواس ) مي شوند ، بلكه بيماريهاي جسمي ( مانند انواع بيماريهاي عفوني ) را نيز ايجاد مي كنند . به هر تقدير ، شايد بتوان “ شياطين ” را بعنوان لشكريان بسيار متعدد “ ابليس ” تلقي نمود . در شماره هاي اوليه اين مجموعه مقالات از تاثير نماز بر بيماريهاي مختلف ميكروبي ، از جمله عفونتهاي پوست ، دهان و دندان ، دستگاه تنفس ، دستگاه ادراري و .. سخن گفتيم و “ كوبندگي ” نماز را در مورد شياطين عفونت زا ، در انسان بررسي نموديم . اما نكته اي كه در اين شماره خواهيم گفت ، به بحث “ تعادل ناقل هاي عصبي ” كه در شماره گذشته مورد بررسي قرار گرفت مي باشد. درباره ناقل هاي عصبي با توجه به دانسته هاي جديد علمي گفتيم كه تمام بيماريهاي رواني انسان و حتي گناهاني كه مرتكب مي شود ( بيماريهاي روحي ) تماما بر اثر ايجاد تغيير و تحولاتي است كه در مواد شيميايي موجود در دستگاه عصبي او بوقوع مي پيوندد و بررسي كامل پيرامون اين نظريه تحول شگرفي در تمامي عرصه هاي بشري ، اعم از انسان شناسي و فلسفه و روانشناسي و جامعه شناسي و .. ايجاد خواهد كرد ، چرا كه با اين ديدگاه بوسيله قرص و آمپول و با روش دو دوتا چهار تا مي توان به سراغ مشكلات مزمني كه قرنها بشر را آزرده اند رفت و مثلا ريشه فساد و فحشاء و دروغگويي و حسادت و .. را بدين طريق خشكاند ! اما همانجا اشاره كرديم كه علم بشر تا رسيدن به روزي كه قادر شود “ تعادل ناقل هاي عصبي ” را به بهترين شكل در وجود انسانها برقرار سازد ، راه درازي در پيش دارد ، اما آيين مقدس اسلام و بخصوص پيشوايان بزرگ مذهب تشيع ، از قرنها پيش ، ضمن قرار دادن “ عدل ” در كنار اساسي ترين اعتقاد ديني خود يعني “ توحيد ” يك جنبه مهم عدل را برقراري تعادل در وجود انسان دانسته اند و براي برقرار نمودن اين تعادل روشهاي گوناگوني پيشنهاد كرده اند كه در صدر اين روشها “ نماز ” قرار دارد . در بحث تعادل ناقل هاي عصبي مي توان با يافته هاي امروزي دانش بشر ، از تعادل خارج شدن برخي ناقل هاي عصبي را ( مثلا با فزوني يافتن يك ماده شيميايي نامطلوب ) منجر به ايجاد اختلالات رواني و يا انحرافات در انسان دانست . بدين معنا كه مجموعه اي از “ مواد شيميايي نامطلوب ” در دستگاه عصبي انسان حضور مي يابند كه او را به يك بيماري رواني مبتلا مي سازند و يا او را به حسادت ، دروغگويي ، بدبيني و .. وادار مي كنند . حال با توضيحي كه در آغاز پيرامون “ شيطان ” ارائه نموديم مي توانيم با تكيه بر قرآن و روايات معصومين (ع) اين “ مواد شيميايي بد و نامطلوب ” را مصداق ديگري براي “ شيطان ” بدانيم ، كه همان عامل تمام بيماريهاي جسمي و رواني و انحرافات و گناهان بشر است . بدين ترتيب عليرغم نقشي كه براي “ شيطان ” در ايجاد بيماريها در انسان ذكر كرديم ، مي توانيم پيرامون آن بخش از مفاهيم قرآني كه به “ امراض قلب ” اشاره كرده است ، يا آن گروه از آيات شريفه الهي كه به بحث پيرامون تاثيرات شيطان بر انسان پرداخته است ، به درك بهتري با مدد توجهات علمي برسيم و بفهميم كه شيطان از چه راهي ممكن است در درون انسان بيماري رواني يا روحي ( مرض ) ايجاد كند . در واقع با يافته هاي امروز علم بشر ما مي توانيم نام آن ناقلهاي عصبي نامطلوب و بيماريزا را ، زير عنوان كلي “ شياطين ” بشناسيم . و اين همان اعتقاد به ظاهر ساده و از مد افتاده ايست كه قرنها ، بشر بدان پايبند بوده است و حتي بيماريهاي رواني مثل اسكيزوفرني را ناشي از تسخير انسان به وسيله شياطين و اجنه دانسته است . اما بديهي است كه علم امروز بشر ، هر روز كه مي گذرد اين شياطين ، يعني همان ناقلهاي عصبي نامطلوب و بسيار ريز را ، از روشهاي دقيق و پيشرفته علمي ، بهتر و بيشتر شناسايي مي كند و به دام مي اندازد و بر خلاف روش گذشتگان كه با جن گيري يا به شلاق بستن بيماران رواني قصد بيرون راندن اجنه و شياطين از وجود آنها را داشتند ، قصد دارد با روش كاملا علمي ، تيشه بر ريشه شياطين دستگاه عصبي انسان بزند . هر چند كه اين رويا شايد در قرنهاي آينده به تحقق بپيوندد. ولي در اين ميان راه ديگري نيز براي مقابله شديد با اين شياطين درون موجود است و آن “ ايمان مذهبي ” و بخصوص نماز است .(2) نمازگزار واقعي ، هرگز دروغ نمي گويد ، هرگز حسادت نمي ورزد ، هرگز بخل نمي كند ، هرگز دشنام نمي دهد و خلاصه به همين ترتيب از همه حالتهاي نامطلوب رواني و روحي ، كه شياطين دروني در صددند او را بدان گرفتار نمايند ( يعني همان امراض قلب ) ، خلاصي پيدا مي كند ، چرا كه “ نماز ” كوبنده شيطان است و به قدرتمندانه ترين شكل ممكن با همه شياطيني كه قصد دارند انسان را دچار بيماريهاي جسمي ، بيماريهاي رواني و يا گناهان و انحرافات ( بيماريهاي روحي ) نمايند ، مقابله مي كند . در اين مورد ، در بعد تاثير نماز بر بيماريهاي جسمي از تاثير آن مثلا بر عفونتها ، در بعد تاثير نماز بر بيماريهاي رواني مختلف ، از تاثير آن مثلا بر افسردگي ، اضطراب ، وسواس ، اختلالات شخصيت ، بيماريهاي روان تني و.. در شماره هاي گوناگون اين سلسله مقالات سخن گفته ايم و به اميد ياري خداوند در آخرين نكته از اين مجموعه مقالات ( نكته چهلم ) به تاثير نماز بر بيماريهاي روح ( گناهان ) اشاره مختصري خواهيم داشت . ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1. الصلوه مدحره للشيطان ، فهرست غرر الحكم ، صلاه 2. از برخي آيات قرآن و بسياري از روايات چنين بر مي آيد ، كه “ نماز ” و “ ايمان ” را مي توان به صورت دو كلمه مترادف و هم معنا ، به جاي يكديگر به كار برد ، به عبارت ديگر : “ نماز عين ايمان و ايمان عين نماز است ” . |
|
با آن كه طي سي و نه نكته گذشته با نكات گوناگون و متنوعي پيرامون برخي فوايد پزشكي نماز ، با شما همراه بوده ايم ، اما با طرح نكات سي و هشتم و سي و نهم و بحث درباره “ تعادل ناقل هاي عصبي ” به گستره عظيم و بي نهايت عميقي از معارف نماز وارد شديم كه عرصه توانمنديهاي اين گستره حداقل تا قرنهاي آينده از حيطه توانائي هاي متصّور براي علم بشر و دانش پزشكي خارج است . و آن همانا تاثير خارق العاده و فوق بشري نماز در از بين بردن روحيه گناه و بيماريهاي روح ، يعني همان چيزي كه در قاموس قرآن از آن با نام “ امراض قلب ” ياد شده است ـ و گفتيم كه غربيان آن را با عنوان عدم تعادل ناقل هاي عصبي مي شناسند ـ مي باشد. |
|
اذكروني اذكركم مرا ياد كنيد و به سوي من توجه نماييد تا شما را ياري كنم و به سويتان توجه نمايم ( سوره مباركه بقره ، آيه شريفه 152) “ اختلالات تجزيه اي و تبديلي ” كه براي سهولت اطلاق در اين مقاله ، مانند منابع قديمي تر علمي ، با اصطلاح كلي “ هيستري ” خوانده مي شوند دلالت بر طيف گسترده اي از انواع بيماريهاي جسمي و رواني دارد كه در ارتباط با مفهوم “ تلقين ” به سر مي برند . “ زيگموند فرويد “ نابغه بزرگ تاريخ علم ، از طريق انجام مطالعاتي حول و حوش همين مجموعه بيماريها ، يعني “ هيستري ” ( كه در كتابي به همين |
|
آنتوني بارنت (1) مي نويسد : عادت به استحمام كه در عصر جديد در مغرب زمين متداول شده است شايد در پيشگيري از بيماريها همان اندازه موثر بوده است كه مراقبت از منابع آب اثر داشته است . در سال 1842 وقتي كه از يك كارگز معدن در “ لانكاشاير” مي پرسند ، كارگران زغال كش هر چند وقت يكبار بدن خود را مي شويند ؟ او جواب مي دهد : آنها هيچوقت بدن خود را نمي شويند !؟! من هم هيچوقت بدن خود را نمي شويم ، پيراهن من چرك بدنم را پاك مي كند …!؟ و از آن گوياتر ، ياداشتهاي روزانه درياسالار “ ساموئل پپيز ” است كه با شادي درباره پيدا كردن بيست شپش در يك شب ، در موهاي سر خود نوشته است . |
|
الا بذكر الله تطمئن القلوب( قرآن مجيد ) |
|
در مقاله های گذشته پس از بحث كوتاه پيرامون برخي فوايد پزشكي اوقات نماز به مقدمات نماز و طهارت نمازگزار توجه كرديم و برخي فايده هاي طبي مترتب بر آن را به اختصار اشاره نموديم . از جمله پيرامون اهميت نظافت دست و صورت كه بر اثر نماز به انسان هديه مي گردد سخن گفتيم . اما در ادامه وضو ، فرمان الهي بر مسح سر و پا قرار گرفته است .(1) |
|
پيامبر اكرم (ص ) : |
|
وصیتنامه حضرت علی به امام حسن بسم الله الرحمن الرحیم انسان و حوادث روزگار مراحل خودسازى |
|
|
| درباره وبلاگ |
|
|
| دوستان |
|
وبلاگ اسماعیل شفائی |
| تبلیغات |
|
پکیج تکنیک های تست زنی |
| ارتباط |
| درباره سرّعشق |
|
![]() استفاده از منابع وبلاگ تنها با ذكرنام منبع بلامانع است All CopyRight Reserved by SerreEshgh ir.wisdom@gmail.com ©2005-2009 RSS POWERED BY BLOGFA.COM طراح: JHN JHN
|
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
All CopyRight Reserved by serreeshgh.blogfa.com ©2005-2009 استفاده از منابع وب سایت تنها با ذكرنام منبع مجاز است