تبليغاتX
سرّعشق (یک تارنمای شخصی)
درباره بنده

صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ


مطالب بر اساس موضوع

قرآن مجید
حضرت محمد(ص) - پیامبر اعظم
پرسش و پاسخ شیعه و سنی
حضرت علی ابیطالب (ع)
حضرت فاطمه زهرا(س)
امام حسن مجتبی (ع)
اباعبدالله الحسین (ع)
امام زین العابدین(ع)
امام محمد باقر (ع)
امام صادق (ع)
امام موسی کاظم (ع)
علی ابن موسی الرضا(ع)
امام جواد (ع)
امام هادی (ع)
امام حسن عسکری (ع)
حضرت ولی عصر امام زمان (عج)
حضرت ابالفضل (ع)
حضرت زینب کبری (س)
دیگر اهل بیت (ع)
نماز
امام خمینی (ره)
آیت الله خامنه ای
آیت الله بروجردی
مراجع اعظام
آیت الله سید علی قاضی
سخنرانی آیت الله جوادی آملی
سخنرانی و آثار استاد مرتضی مطهری
سخنرانی از استاد علیرضا پناهیان
سخنرانی حجت الاسلام نقویان
دکتر حسن رحیم پور ازغدی
شیخ حسین انصاریان
حجت الاسلام دهنوی
دکتر حسین الهی قمشه ای
معرفی کتاب و کتابخوانی
کتابخانه ادبیات
کتابخانه کامپیوتر
کتابخانه تاریخ
کتابخانه هنر
علامه محمدتقی جعفری
حضرت حافظ شیرازی
سعدی شیرازی
مولوی - جلال الدین رومی
عطار نیشابوری
تولستوی، کنت آلکسی نیکولایویچ
سمینارهای آنتونی رابینز(از مشهورترین سخنوران جهان)
دکتر وین دایر Dr.Wayne W.Dyer
دکتر علیرضا آزمندیان
هنر خوشنویسی
سیاسی و اجتماعی
دانلود کلیپ
کاریکاتور
انقلاب و دفاع مقدس
رفع شبهات عمومی
دعای کمیل
حیوانات
روانشناسی و درمان
پیامک،SMS،جک،لطیفه
داستان و حکایت
پایتخت تاریخ و تمدن همدان
نجوم و ستاره شناسی


شخصيت ها

امير المؤمنين علي(ع)
حضرت فاطمه زهرا(س)
اباعبدالله الحسین (ع)
شيخ الرئيس ابوعلي سينا


دانلود سخنرانيها

استاد نقویان
امام خميني (ره)
آیت الله جوادی آملی
استاد علیرضا پناهیان
استاد مرتضی مطهری
دکتر حسن رحیم پور ازغدی
دکتر حسين الهي قمشه اي


شاعران

فخرالدين عراقي همداني
خواجه حافظ شيرازي‌
حکيم نظامي گنجوي
ابوالقاسم فردوسي
سعدي شيرازي
عطار نيشابوري
فريدون مشيري
خيام نيشابوري
باباطاهر عريان‌
مولانا


اساتید موسیقی

استاد جليل شهناز
جلال تاج اصفهاني
عليرضا قرباني
سالار عقيلي
شهرام ناظری
حسين عليزاده
علیرضا افتخاری
ایرج بسطامی
حسام الدین سراج


امکانات


در كل اينترنت
در سرّعشق
******
با وارد كردن نام و ايميل خودتان در دو كادر زير و عضو شدن در خبرنامه از اطلاع رساني وبلاگ بهره مند شويد





Powered by WebGozar

!!!...سرّعشق مقدمتان را گرامی میدارد ...!!!


 گفتگوی سعید حقیقی با دکتر محمد ضیمران

به نظر شما بن بست های عقل مدرن و درمجموع آن چه پست مدرن ها در رابطه به مدرنیته ادعا می کنند چه است؟ قبلاً خدمت شما عرض کنم که مدرنیته یک جریان بسیار بسیار گسترده و وسیع است که در واقع نمی شود آن را به چند مشخصه خلاصه کرد.

اما در عین حال مدرنیته باتمام جامعیتی که داشته در حقیقت یک سلسله تنگنا ها و محدودیت هایی را به دنبال آورده که باعث شده که یک حرکت تازه ای به نام حرکت پست مدرن ( در به اصطلاح جهان غرب و بعد درجا های دیگر) مورد بررسی قرار گیرد. و به اصطلاح آثار متعددی در زمینه خصوصیات و ویژگی های پست مد رن به چاپ برسد که در حقیقت من می توانم این مشخصه ها را که به عنوان محدودیت در مدرنیته مطرح بوده این طور خلاصه کنم:

به طور کلی مدرنیته پیام آور به اصطلاح وضعیتی است که بشر و به طور کلی انسان دراول شخص مفرد محوریت و موضوعیت پیدا می کند و بنا بر این همه چیز براساس این محور و کانون مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. و یکی از محدودیت های که پست مدرن ها به مدرنیته به اصطلاح منسوب می کنند همین محدویتی است که همه ی عالم از منظر «من» مورد بررسی قرار بگیرد.

دوم این که در جریان به اصطلاح حاکم شدن فلسفه مدرن فرم جانشین محتوا می شود و محتوا به کلی کنار می رود و باز این یکی از مفاهیم و مقولاتی است که محدودیت های زیادی را به دنبال دارد.

از طرف دیگر مدرنیته مبتنی بر یک سلسله مراتب ارزشی است که از انسان شروع می شود و هرقدر از محوریت انسان دورشود ارزش آن کاهش پیدا می کند. که پست مدرن ها این را به عنوان یک نقیصه عمده قلمداد می کنند.

از طرف دیگر مدرنیته همیشه به پیامد ها و نتایج می پردازد و آن را ملاک ارزیابی قرار می دهد. ولکن تفکر پست مدرن فرایند ها را به عنوان جریانات مهم قلمداد می کند و بنابرین این هم یکی از نقایصی است که برای مدرنیته در نظر گرفته اند.

از طرف دیگر مدرنیته همواره بر حضور و فراپیشی امور تاکید می کند در حالی که در فلسفه پست مدرن «بیاب» به عنوان یک محور نا اندیشیده مد نظرقرار می گیرد و از خصوصیات دیگری که مهم است کانونی بودن مدرنیته است که در فلسفه پست مدرن پراگندگی، افشانش و به طور کلی محور زدایی اساس فکر است.

بنابراین یکی از هدف ها و آماج های انتقاد مدرنیته، سنت بوده که در حقیقت در تفکر پست مدرن سنت مجدداً مورد ارزیابی قرارمی گیرد و اهمیت اش در شکل گیری فرایند های حضور و جریانات اکنونی مدنظر قرار داده می شود که مدرنیته همیشه به اصطلاح آن را به عنوان یک ضد ارزش قلمداد می کرده است.

بنابراین فرادهش سنت برای نخستین بار در تفکر پست مدرن از اهمیت برخوردار می شود. شاید هم توجه پست مدرن ها به چهره های برجسته یی چون مولانا بر همین محور متکی باشد.

ولی با توجه به اشاراتی که شما داشتید چه وجوه اشتراکی میان دیدگاه ها و اندیشه های مولانا با دیدگاه ها و اندیشه های پست مدرن می توانند وجود داشته باشند، به یک معنای دیگر می خواهم نظر شما را در مورد عقلانیتی که مولانا مطرح می کند و عقلانیتی که پست مدرنیته مطرح می کند بدانم؟

عقلانیتی که متفکرین مدرن مطرح کردند بیشتر عقلانیت ابزاری است که محدود می شود به رابطه ای در واقع بین وسیله و هدف و حال آن که در عقلانیت پست مدرن این محدودیت وجود ندارد.

تفکر مولانا هم در حقیقت از حیطه عقل ابزاری فراتر می رود و بنابر این ساحت های گوناگون عقلیت وبه خصوص عقل متافزیکی بسیارحایز اهمیت می شود و شاید به این علت است که متفکرین پست مدرن توجه ویژه کردند به اندیشه های مولانا و به خصوص مفهومی که مولانا در اشعار خودش راجع به عقل و به طور کلی عقلیت مد نظر قرار می دهد. و به تعبیر دیگر در فلسفه مدرن عقلیت جزوی ملاک است و حال آن که در نگاه پست مدرن وهمین طور نگاه مولانا عقلیتی وسیع ترازعقل جزوی ملاک است.

عقل جزوی به اموری که کاملا در زمینه مسایل روزمره وجود دارند، توجه می کند و ازساحت های به اصطلاح فرا زمینی غافل می شود، در حالی که عقلیتی که مولانا مدنظر داشته عقلیتی است که درحقیقت معطوف است به ساحت های وسیع تری که عشق و به طورکلی مفاهیمی از این دست را در بر می گیرد و حال آن که در عقلیت مدرن این مفاهیم کاملاً کنار می روند.

دراندیشه مولانا مفاهیمی چون تکثر گرایی و نوع دوستی یا بشر دوستی، انتقاد از قدرت هم به نحوی مطرح شده این مفاهیم با مفاهیمی که پست مدرن ها و به خصوص در جهان امروز مطرح است چقدر باهم نزدیکی می توانند داشته باشند، آیا این تلفیق واقعاً یک تلفیق واقعی است یا این که انسان امروز به نحوی با توجه به هرمونتیک مدرن از مولانا یک برداشت خود را ارائه می کند.

سوال بسیار جالبی است و من باید عرض کنم که در واقع تفکر مدرن بر محور به اصطلاح گرایش مونستیک یا گرایش یکتا محورو وحدت گرا تکیه دارد و حال آن که اندیشه های پست مدرن بیشتر کثرت گرا و چند گانه است . بنابرین در اندیشه های مولانا هم اشاره به کثرت، اشاره به تنوع، اشاره به گستردگی به وفور دیده می شوند. حالا آیا چه مناسبتی بین کثرت گرای پست مدرن و اندیشه های مولانا وجود دارد این در حقیقت یک نگاه هرمونوتیک است به قول خود شما به مولانا.

بنابرین هر عصری انسان ها مسایل را از دیدگاه عصر خود شان مد نظر قرار می دهند و هیچ اشکالی هم ندارد که من انسان به اصطلاح امروزی مولانا را برحسب معیارهای حاکم بر روح زمانه خودم تعبیر کنم و هیچ کس هم نمی تواند تحلیل مطلقی از اندیشه ها عرضه کند.

بنابر این انسان به ضرورت محدودیت و کران مندی ذهن خودش همیشه در زمان قرار می گیرد و بنابر این هرمونیک وسیله ی است که او را مرتبط می کند با معنا ها. انسان امروزی هم مولانا را از همین دریچه خودش نگاه می کند که یکی از ویژگی های پست مدرن کثرت گرایی است که در اشعار مولانا هم به نوعی به آن اشاره شده، اما باید به اصطلاح روح زمانه را هم در این جادر نظر گرفت.

انسان امروز، انسان قرن بیست و یک مشکلات خود را دارد و تلاش دارد برای این مشکلات راه حل های را جستجو کند، به همین دلیل توجه به عرفان و توجه به مولانا در اشکال مختلف از راه برد های پنداشته می شوند که انسان امروز را به حل آنچه که به عنوان چالش و مشکل در برابرش قراردارد، کمک می کنند. عمده ترین چالش ها و مشکلات انسان امروز چه می توانند باشند که پاسخ آن را از مولانا دریافت کنند؟

عصر جدید به دنبال خودش ضمن راحتی ها و دست آورد های که داشته مشکلات خاص خودش را هم دارد و بنابراین آن چیزی که در حقیقت در دنیای مدرن مبنا بوده است، نوعی به اصطلاح ماشین گرایی و میکانیزه شدن همه ی هستی است و بنابر این چنین وضعیتی که درحقیقت کمبره ی تکنولوژی و علم انسان قرار می گیرد.

بنابر این بایستی که دنبال راه های باشد که معضلاتی را که ناشی از چنین وضعیتی است با آن ها رو به رو شود و بنابر این آن خشونتی که از حاکمیت علم و تکنولوژی ناشی می شود معمولاً به وسایلی در فرادهش فرهنگ وسنت وجود دارد و از جمله عرفان و به خصوص در قلمرو فرهنگ های خاور میانه یی که ممکن است راه های را برای ملموس کردن و تلطیف دادن شرایط و معضلات او فراهم کند و بنابر این شاید یکی ازعلل گرایش به عرفان هم درعصر حاضر همین مسأله باشد.

امروز در افغانستان نیز بحث های پست مدرن به انواع مختلف مطرح می شود، از جمله در ادبیات و در زمینه های علوم اجتماعی، سیاست و جامعه مدنی . می خواستم از شما بپرسم که آیا ما می توانیم بگوییم که در وضعیت پست مدرن قرارداریم و آیا تیوری های پست مدرن می توانند برای ما کار ساز باشند، به خصوص در شرایطی چون شرایط افغانستان.

بدیهی است نظربه این که مجموعه فرادهش سنت و مدرنیته یک جا در یک فرهنگی مثل فرهنگ افغانستان و فرهنگ ایران و به طور کلی فرهنگ های خارو میانه و جود دارد به هر حال نمی شود که ما مطلق مدرنیته را مبنی قرار دهیم و بنابر این فرهنگ پست مدرن این امکان را برای ما فراهم می کند که بتوانم از پدیده های که پیش روی ما در حقیقت اتفاق می افتد و به طور کلی روزمره با آن ها مواجه هستیم، ابزاری برای تحلیل آن ها داشته باشیم. به عقیده من فرهنگ پست مدرن چنین امکانی را فراهم می کند.

اما اگر مثلاً بگویم که ما در عصر پست مدرن قرار گرفتیم شاید ایراداتی را بر چنین برداشتی وارد کنند، به چه دلیل؟ به دلیل این که خیلی ها معتقد اند که پست مدرن را نباید به یک دوران تاریخی اطلاق کرد، بلکه پست مدرنیته به طور کلی یک گرایش است، یک نگاه است، یک مقوله ی است که ما را مجهز می کند که بتوانیم محدودیت ها و در واقع دشواری های مدرنیته را ارزیابی کنیم و با یک نگاه انتقادی با مدرنیته رو به رو شویم .

بنابر این به عقیده من پست مدرنیته می شود بگوییم که یک وضعیت فرهنگی است، می شود گفت یک جنبش هنری- فلسفی- علمی است، می شود گفت که یک نوع نگاه سیاسی است به مسایل روزمره.

و بنابراین نباید آن را محدود کرد به مفهوم تاریخی قضایا، که بگوییم حالا در عصر پست مدرن قرار گرفتیم. بنابر این باید متوجه بود که درواقع نگاه پست مدرن یک افق تازه ی است برای نگاه به فرهنگ، فلسفه، تاریخ، گذشته و به طور کلی شرایط سیاسی اجتماعی که پیش روی ماست و به همین دلیل به تعبیری من پست مدرنیته را یک نوع مقوله روایی یا یک نوع گفتمان می شناسم پیش از این که یک برهه تاریخی بدانم، بنابر این آن را باید یک گرایش تعبیرکرد.

+ نوشته شده در  87/09/28ساعت   توسط JHN | موضوع: مولوی - جلال الدین رومی

چون این همایش، جلسه اي قرآني است سخن را با چند آيه و حكمت قرآني آنها آغاز مي كنم. مولانا حقيقت حكمت را به زبان ساده و شعر بيان كرده است. از این رو بايد سخنان بزرگاني چون مولانا را بخوانيم تا به راز قرآن پي ببريم. وقت براي بررسي آيات قرآني ضيق است.
اعتقاد من اين است كه هر جا علمي وجود داشته، قرآن آن حكمت و دانش را به زيباترين و موجزترين وجه بيان كرده است.
من به حكمت دعا در قرآن مي پردازم. سپس به رويكرد مولانا درباره حكمت دعا اشاره ای می کنم.
قرآن مي گويد: اي پيامبر به امتت بگو اگر دعاي شما نبود خدا به شما توجهی نداشت.
يعني دعا واسطه ارتباط خدا با بنده است. انساني كه دعا نكند، خدا به او توجهي ندارد. دعا شكل هاي مختلفي مثل نماز دارد. دعوت قرآن به اسماء الحسني است. انسان خواه ناخواه با این اسماء ارتباط دارد.
قرآن بين اجابت و استجابت فرق گذاشته است. خدا در جايي كه اضطرار وجود دارد از اجابت استفاده مي كند، ولي در جايي كه اضطرار نيست، از استجابت استفاده مي كند. هر دعايي اجابت مي شود ولي در وقت خودش. شايد دعايي باشد كه قابل اجابت نباشد. حال اجابت ديگر با خود خدا است.
در قرآن آياتي داريم كه به ما می گوید چگونه دعا كنيم. احكام دعا در اين آيات آمده است. مثل: با تضرع و اضطرار دعا كنيد و اینکه دعاي فرد ظالم برآورده نمي شود. در آيات قرآن شرايط دعا دقيقاً آمده است. از اسماء خداوند سمیع الدعا است.
در بحث سؤال ما انواع سؤال داريم. مثل سؤال حال و سوال استعدادي.
سؤال استعدادي سؤال ايام ثابته و حقايق ما پيش از وجود است. اين سؤال، اصل همه سؤال هاست، آن چيزي كه مقتضي استعداد شما بود.
يكي انسان شد و ديگري سگ شد. او در علم ازلي و مشيت الهي استعداد داشته و اقتضاي وجود داشته است. هر كس اقتضاي سؤالش بوده است، خداوند به او وجود داده است. شما نمي پرسيد كه چرا موجودات هستي پيدا كرده اند؟ اين اقتضاي اعيان ما بوده است و سؤال ما از حضرت حق پيش از وجود بوده است.
دعا هم بدون سؤال و خواستن امكان ندارد. ما هم از خداوند اين سؤال را كرديم و خداوند هم به ما جواب داده است.
همانطور كه گفته شد سؤال انواع مختلفي دارد: سؤال غايي، حالي، استعدادي و ماهيات.
در قرآن و از زبان رسولان انواع دعا ذكر شده است.
در سوره انبياء سه پيامبر از خداوند سه سؤال مطرح كردند و خداوند اجابت كرد.
سؤال حضرت ايوب، شفاء از بيماري لاعلاج و دعاي حضرت ذكريا هم در مورد بچه دار شدن و بسياري دعاهاي ديگر پيامبران در اين خصوص قابل بررسي است. از اين حيث كه تمام دعاها در قرآن آمده است. نحوه دعا و استجابت آن هم ذكر شده است.
مي توانيم با بررسي آيات قرآن در مورد نحوه دعاي پيامبران و نحوه استجابت به شرايط دعا دست يابيم.

دعا؛ تایید الهی
اما چند كلمه از مولانا بگويم. مولانا اسرار دعا را به زبان شعر بيان كرده است. دعا فقط آيات قرآن نيست، بلكه روايات زیادی درباره دعا و نحوه آن داريم كه متأسفانه مورد غفلت قرار گرفته اند. علماي ما هم متأسفانه آنان را بيان نمي كنند. اين علمِ دعا است. علم را ظاهر نمی کنند. علماي قديم ما اين مسئله را مسئله روز مي دانستند. مسائل مهمي چون توحيد از مسائل اصلي اسلام است. زیرا دين بر اساس توحيد است. رسيدن به حقيقت توحيد قرآني بسيار دشوار است. ولي امروزه بحث هاي توحيدي بسیار كم است. در صورتي كه توحيد از اصول دين است. قدما و عرفاي ما، به اصول دين توجه خاصي داشتند.
مولانا هنگامی که درباره توحيد، عدل، معاد و جبر و اختيار بحث مي كند، آنها را به صورت لطيف و ظريف بیان می کند. در صورتي كه امروز از آن غفلت مي شود. ما از اساس نسبت به مسئله غفلت داريم. در این خصوص سؤالی برايمان مطرح نيست. در صورتي كه قدما از حكمت قرآني به بهترين وجه استفاده می كردند. من از مولانا براي مسئله دعا مثال مي آورم.
اولاً خود كسي كه دعا مي كند بايد مؤيد باشد. تا تأييد الهي نباشد دعا امكان پذير نيست. دعا اجابت بشود يا نه. زمان و مكان و شرايط دارد. ولي اينكه خود انسان به دعا بپردازد، خود يك تأييد الهي است:
در ميان خون و روده، فهم و عقل
جز ز اكرام تو نتوان كرد
يعني همين كه انسان به دعا مي پردازد هم سؤال كننده و هم اجابت كننده از اوست. اول و آخر اوست. اين از اسرار دعاست.
اگر نماز واقعي باشد گوينده سمع الله لمن حمده هم خداست. هم شاهد و مجري اوست.
اول اوست، جز تو پيش كه برآرد بنده دست
هم دعا و هم اجابت از تو هست
هم از اول مي دهي ميل دعا
تو دهي آخر دعاها را جزا
اول و آخر تويي، ما در ميان
هيچ هيچي كه نيايد در بيان
اگرانسان در دعا دم خوش ندارد بايد به اولياء و اهل دعا متوسل شود.
بهترين دعا در حال فنا و اضطرار است. بنده تا وقتي كه خودي خود دارد دعا دارد، ولي دعاي حقيقي آن است كه خود بنده در ميان نباشد، بلكه در حال اضطرار و فنا قرار گرفته باشد.
آن دعاي بي خودان، خود ديگر است. (يعني آني كه از خودي خودش فاني شده، دعايش چيز ديگري است)
آن دعا حق مي كند چون او فناست
آن دعا و آن اجابت از خداست
واسطه مخلوق ني اندر ميان
اما مسائلي است كه قدما مانند ابن عربي در باب دعا مطرح كرده اند. آنها بحث هاي لطيف و ظريف و دقيقي درباره دعا دارند كه امروز فراموش شده است.
عده اي از اولياء و عرفا دعا را جايز نمي دانند. زیرا آن را بي ادبي مي دانند. اينكه به خدا بگويند اين را بكن. اين خود مراتب خاصي از ولايت است. آن چنان به مراتب قضا و قدر الهي دل بسته بودند و مقام آنها مقام رضا است كه جز به قضاي الهي دل نهادن حاضر نبودند.
ابن عربي در كتاب فصوص و هجویری در کتاب كشف المحجوب اين مباحث را مطرح کرده اند، كه آيا اوليايي اند كه از خدا چيزي نخواهند؟ اين قضيه را از زبان مولانا بشنويد:
قومي ديگر مي شناسم ز اوليا
كه دهانشان بسته باشد از دعا
يعني دعا نمي كنند. البته انسان بايد دعا كند. زیرا خداوند می گوید: ادعوني استجب لكم. ولي اينان مقاماتي و طبقاتي دارند. اين امر مختص عده اي از اولياست. انسان بايد به مرتبه اي برسد كه قضاي الهي را بشناسد و به مقام سر قدر برسد. عالي ترين علمي كه در عرفان وجود دارد، سر قدر است. مولانا ادامه مي دهد:‌
در قضا ذوقي همي بينند خاص
كفرشان آيد طلب كردن خلاص
هر چه آيد پيش ايشان خوش بود
قاب حيوان گردد از آتش بود
اما دعا كرن خوب است. اعم از اينكه اجابت بشود يا نشود. خداوند بنده اي را كه دوست دارد، دعاي او را زود اجابت نمي كند. او مي خواهد بنده را به خود نزديك كند. خداوند براي خود منطقي متعالي دارد. گاهي بنده اي را كه دوست دارد قدري قلقلك مي دهد و بعدا دعاي او را اجابت مي كند. اين امر در آيات و روايات ما نقل شده است. مولانا در اين باره مي گويد:
اي بسا مخلص كه نالد در دعا
تا شود دود خلوصش بر سما
يعني آن قدر دعا مي خواند كه دود اخلاصش به آسمان مي رسد. اما دعايش اجابت نمي شود. پس ملائك واسطه مي شوند:
پس ملائك با خدا نالند زار
كي مجيب هر دعاي مستجاب
بنده مؤمن تضرع مي كند
او نمي داند كه جز تو مضطرند
حق بفرمايد كه نيست خواري اوست
عين تأثير عطا ياري اوست
يعني اگر او را اجابت نمي كنم، خواري او نيست. او پيش من عزيز است. او محب من است. او را ياري مي كنم. اولياء به من نزديك اند.
ناله مومن همي داريم دوست
گو تضرع كن كه اين اعزاز اوست
حاجت آوردش ز غفلت سوي من
آن كشيدش لوكشان در كوي من
در برآرم حاجتش او آورد
هم در آن بازيچه مستغرق شود
يعني ما از ياد خدا غافليم و خداوند كاري مي كند كه به او متوسل شويم و به سوی او برگرديم. اگر حاجت او را برآورم، مي رود و ديگر به سوي من باز نمي گردد. دنيا جاي لهو و لعب است و از من دور مي شود. بنابراين كمي حاجت او را دير برمي آورم كه او بيشتر پيش من بماند و به من نزديك شود. دوباره مي گويد:
گرچه مي ماند ز جان او سوگوار
دل شكسته، سينه خسته، گو هزار
خوش همي آيد، مرا ناله او
يعني خداوند می گوید ناله دعا كننده و آن خدايا گفتن و آن راز او را دوست دارم.
بنابراين، دعا يكي از اسرار قرآني است. تفسیر مولانا، تفسير معنوي و فهم قرآن است. بيش از دو هزار آيه در ابیات مولانا تكرار شده و در مثنوي بياني ديگر يافته است. مولانا را بايد بخوانيم تا به حكمت قرآني دست يابيم. مولانا بخشي از حكمت دعا را برايمان مشخص مي كند.

 

سخنران: غلامرضا - اعواني
خبرنگار: سعید - بابایی
منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 

+ نوشته شده در  87/09/28ساعت   توسط JHN | موضوع: مولوی - جلال الدین رومی

«ويليام چيتيك» اسلام‌شناس و عرفان‌پژوه علت گرايش غربي‌ها به مولانا را در چند سال اخير بازگو كرده و يكي ار دلايل آن را تشنگي غربي‌ها به معنويت دانسته است.

به گزارش خبرنگار ادبي فارس، «ويليام چيتيك» در مصاحبه تفصيلي‌اش با «محمدعلي نيازي» در يادنامه‌اي كه «انجمن آثار و مفاخر فرهنگي» به مناسبت مراسم تجليل‌ از وي به چاپ رسانده، گفته است: علاقه و توجه غربيان امروز به مولانا جهات متعدد دارد. يكي تشنگي آنان به معنويت است. اين عامل بسيار مهمي است. اگر از لحاظ تاريخي به قضيه توجه كنيم،‌بايد بگوييم نيكلسون از اين جهت خدمت بزرگي به غربيان كرده است. او حدود پنجاه سال پيش، مثنوي را دقت شگرفي تصحيح انتقادي و به انگليسي ترجمه كرد و در شش جلد به چاپ رسانيد و دو جلد شرح نيز بر آن افزود، كه تمام آن‌ها به فارسي ترجمه و چاپ شده است.
وي افزوده است: پس از او، شاگردش،‌آربري، بخشي از غزليات شمس را به انگليسي برگرداند. هم‌چنين خانم آن ماري شيمل كه همه اهل فرهنگ با آ‌ثار ايشان آشنا هستند، كتاب مبسوطي درباره جنبه‌هاي ادبي، كلامي، فلسفي و عرفاني، و خلاصه،جوانب مختلف كلام مولانا نگاشته است و اين آثار در افكار مردم مغرب زمين تاثير بزرگي به جا نهاد.
اين مولانا‌شناس تصريح كرده است: كتابي كه من در شرح عقايد خاص و سير و سلوك مولانا نوشته‌ام و به چاپ رسيده، با جهان‌بيني مولانا آغاز مي‌شود و بيان مي‌كند كه او چگونه به آيات خداوند، يعني پديده‌هاي عالم،‌ مي‌نگرد. در بخش دوم اين كتاب، نحوه معاملات و عبادات و مجاهده در راه حق را توضيح داده‌ام. بخش ديگر كتاب درباره عشق گفت و گو مي‌كند كه همان ارتباط دروني بين انسان و خداوند است. در اين كتاب سعي كرده‌ام تا حدي كه ممكن است، از خود چيزي نگويم. اشعاري از مولانا را از نو ترجمه كرده‌ام و توضيح داده‌ام كه شرح ابيات مولانا در خود آن‌هاست و برخي برخي ديگر را شرح و تفسير مي كند.
در ادامه مطلب آمده است: با تامل در آثار اين عارف و شاعر روشن مي‌شود كه او كمتر به عقايد ديگران پرداخته و سخن و عقيده خود را بيان داشته است. اين كتاب در سال 1983 منتشر شد، و آن وقت هنوز اين موج گرايش به مولانا شروع نشده بود. پس از چند سال كه چندين كتاب راجع به مولانا به چاپ رسيد و ترجمه ابيات او به انگليسي انجام شد، رفته رفته چند تن از شاعران غربي، يا به هر حال كساني كه ادعاي شاعري داشتند، با توجه به ترجمه اشعار مولوي، ديدند اگر آن‌ها را به شعر ترجمه كنند زيباتر و دلپسندتر خواهد شد. مي‌گفتند مستشرقان ذوق شاعري نداشتند تا زيبايي اشعار را درك كنند - اتفاقا نيكلسون طبع شاعرانه داشت - البته سخن آنان هم بي‌وجه نبود. آن‌ها از جهتي درست مي‌گفتند. ما و مستشرقان مقيد بوديم كه عين الفاظ اشعار را ترجمه كنيم. اما آن اديبان و شاعران آزادانه ترجمه مي‌كردند و مي‌كنند؛ يعني هر جا را كه دل‌شان مي‌خواست تغيير مي‌دهند كه دست‌ آخر هم چيز جالبي به انگليسي مي‌شود.
وي افزوده است: مثلا هر جا كه مولانا سخن از تكليف مي‌گويد و موظف بودن انسان در برابر خداوند،‌آن را حذف مي‌كنند چرا؟ براي اين كه به ذوق آمريكايي نمي‌خورد. آمريكايي مي خواهد خدا را آزادانه عبادت كند، يعني هر طور كه خودش دوست دارد؛ البته مي‌خواهد خدا هم خوشش بيايد و تاييدش كند. اشعار عاشقانه مولانا را خيلي مي‌پسندند؛ اما هرگاه كه از وظايف مسلماني ياد مي‌كند، سانسورش مي‌كنند. فقط از اشعار مولانا عشق را گرفته‌اند و مي‌گويند مردم با اين عشق خوش‌اند! از نظر آنان، عمل لازم نيست.
چيتيك اضافه كرده است: به هر حال،‌چنان كه گفتم،‌پس از انتشار آن آثار، كم‌كم كار شور و علاقه به مولانا بالا گرفت. اكنون هم اين كتاب‌ها خيلي طرفدار دارد و در مجله خاص نشريات مي‌خواندم كه پرفروش‌ترين شاعر انگليسي زبان آمريكا در سال 1998 مولانا جلال‌الدين رومي بوده است! كه براي من مسئله بسيار عجيبي است.
وي در عين حال تاكيد كرده است: بايد به اين نكته توجه داشت كه ممكن است كساني از آنها از روي علايق مذهبي دوستدار مولانا شده باشند، چون مذهب اشخاص هر چه باشد مخالفتي با مولانا ندارد، عارف مي‌گويد با خدا بايد دوستي ورزيد. به هر تقدير هر چه باشد از جهتي خير است.

+ نوشته شده در  87/09/28ساعت   توسط JHN | موضوع: مولوی - جلال الدین رومی

جلال الدین محمد مولوی در بلخ (خراسان بزرگ) به دنیا آمد و به همراه خانواده خود به قونیه (آسیای صغیر یا ترکیه امروزی) مهاجرت کرد.
شاعر بزرگ ایران در سالهای میانی زندگی چند سالی نیز در شام زیست اما بیشتر زندگی خود را در قونیه گذراند و از همین جا نسبت "رومی" گرفت.

امروزه ملل و اقوامی چند، از آسیای میانه تا آسیای صغیر، مولانا را از خود می دانند و این تفاخر گاه تا مرز تعصب و خصومت نیز پیش می رود.

این در حالی است که مولانا تعلق به سرزمین یا زاد و بوم را امری فرعی یا حتی بی ‌اهمیت می دانسته و با مفهوم "وطن" به معنای امروزین آن، یکسره بیگانه بوده است.

مفاهیم تازه و کهنه

در گذشته و در دوران تسلط ساختارهای فئودالی و عشیره ای، پادشاهان، حکام یا رؤسای قبایل بر قلمروهایی کوچک و بزرگ حکومت می راندند که مرزهای معین و پایداری نداشتند.

این واحدهای جغرافیایی ناپایدار در روزگار پیشین، خطه، ملک یا دیار خوانده می شدند که تعریف جامع و مانعی از آنها نبود، ساکنان این سرزمینها نیز جمعی "شناور" یا ناپایدار بودند که بیش از هر چیز با تعلق یا وابستگی به ساختارهای قبیله ای یا مجتمعهای دهقانی شناخته می شدند و نه به واحدهای خاص سیاسی.

پس از سده های میانه و در آستانه عصر جدید بود که اقوام و قبایل پراکنده، بر پایه علقه های فرهنگی و پیشینه تاریخی به هم پیوستند و با تکیه به هویتی مشترک، واحد سیاسی ملت را پایه گذاشتند، این روند با تأسیس دولتهای ملی، شکل نهائی و پایدار خود را پیدا کرد.

ملت در تعبیر امروزین واحد بزرگ انسانی است که جماعتها و اقوام انسانی را با فرهنگ و آگاهی مشترک به هم پیوند می دهد، این مفهوم در روندی طولانی به جای مفاهیم کهنه و سنتی مانند خلق و امت و رعیت نشست.

کشور یا مملکت به معنایی که ما می شناسیم بر پایه دو مفهوم دیگر در جهان بینی مدرن یعنی دولت و ملت قوام گرفته است.

وطن یا میهن در دنیای امروز بر کشوری دلالت دارد که از نظر جغرافیای سیاسی دارای مرزهای مشخص بین المللی باشد و توسط هیئت حاکمه ای معین اداره شود.

می توان نتیجه گرفت که وطن با بار سیاسی کنونی آن نمی توانسته برای شاعران گذشته ایران مانند مولوی شناخته شده باشد، حتی برای شاعر ایراندوستی مانند فردوسی، وطن بیشتر بار و ارزش فرهنگی داشته است تا سیاسی.

البته برای مردم فارسی زبان، وطن (یا میهن) واژه ای آشنا بود اما معمولاً فراتر از مرزهای محدود شهر زادگاه یا اقامتگاه آنها دلالتی نداشت.

در ایران از نیمه قرن نوزدهم و در رویارویی با جهانگشایی غرب بود که مفهوم وطن به معنای واحدی سیاسی در برابر ممالک یا کشورهای خارجی شکل گرفت.

در اوائل قرن چهاردهم (هجری قمری) و آستانه نهضت مشروطه بود که در ایران حس همبستگی ملی زاده شد و بر پایه آن عشق به وطن، به مثابه تعلق به سرزمین یا کشوری واحد برای ملتی همبسته و یگانه در آگاهی یا وجدان مردم شکل گرفت.


وطن برای مولانا

مولانا شاعر بزرگ ایران نمی توانسته با مفهوم امروزین وطن آشنا باشد و از آن بیشتر، نسبت به آن تعصب داشته باشد.

واژه وطن بارها و به معانی گوناگون در شعر مولانا تکرار شده است اما همواره مدلول یا معنایی بس خردتر و محدودتر از معنای آشنای امروزین دارد.

در بسیاری از اشعار مولانا وطن تنها به معنای مقر و جایگاه است، مانند بیت زیر:

عقل جزوی آفتش وهمست و ظَن
زانک در ظلمات شد او را وطن

یا:

بلبلان را جای می زیبد چمن
مر جعل را در چمن خوشتر وطن

در برخی از ابیات، وطن به معنای لانه و کاشانه است یا مسکن و مأوا:

هم نه ای هدهد که پیکی‌ ها کنی
نه چو لک‌ لک که وطن بالا کنی

یا:

من نسازم جز به دریایی وطن
آبگیری را نسازم من سکن

یا:

هر که را گلشن بود بزم و وطن
کی خورد او باده اندر گولخن؟

در مواردی دیگر، وطن مرادف خان‌ و مان و سرای یا به طور ساده، به معنای خانه یا محل سکونت آمده است:

یاد آمد در زمان زن را که من
چون فرستادم ورا سوی وطن؟

یا:

دیده ام خود بارها این خواب من
که به بغداد است گنجی در وطن

یا:

گفت: بسم الله مشرف کن وطن
تا که فردوسی شود این انجمن

در وجه فعلی، "وطن" یا موطن کردن به معنای جای گرفتن و اقامت کردن است:

هر خیالی که کند در دل وطن
روز محشر صورتی خواهد شدن

هر دو بستر گسترید و رفت زن
سوی ختنه سور، کرد آنجا وطن

و در وجه اسمی به معنای مطلق "اقامت" آمده است:

قول پیغمبر شنو ای مجتبی
گور عقل آمد، وطن در روستا

در شعر فارسی نیز رایجترین معنای وطن، شهر زادگاه یا اقامتگاه دائمی انسان است، چنانکه سعدی گفته است:

سعدیا حب وطن گرچه حدیثی ‌ست شریف
نتوان مرد به سختی که من آنجا زادم

یا آنجا که می گوید:

خوشا تفرج نوروز خاصه در شیراز
که برکند دل مرد مسافر از وطنش

و خواجه حافظ به زادگاه یا موطن خود (شیراز) نظر دارد، آنجا که می گوید:

من کز وطن سفر نگزیدم به عمر خویش
در عشق دیدن تو هواخواه غربتم

وطن با این برداشت نیز بارها در شعر مولانا تکرار شده و بیشتر در برابر سفر یا غربت آمده است:

اشتهای گول گردی آمدت
یا ملولی وطن غالب شدت؟

خویشتن مکشید ای مرغان که من
نه مقیمم، می روم سوی وطن


مولانا و 'وطن‌ دوستی'

عشق و علاقه به وطن در گذشته های دور نیز رواج داشته است اما بی گمان با معنا و مفهومی دیگر.

بسیاری از پیروان اسلام برای عشق طبیعی خود به زاد و بوم یا سرزمین نیاکان، به حدیثی معروف استناد می کنند، که نقل شده است: "حب الوطن من الایمان".

گفته اند که این حدیث در دوران شکلگیری هویت ملی در اواخر قرن نوزدهم، هم در ایران و هم در سایر بلاد اسلامی نقشی بارز داشت و نخستین نسل ملی گرایان مسلمان از حدیث نبوی پشتوانه ای ساختند برای پیشبرد نهضتهای ملی.

اما روشن است که پیشروان عصر روشنگری در ممالک اسلامی (با جا به جایی مفهومی) برداشتی معاصر و مدرن از "وطن" ارائه کردند که بر پایه مفهوم تاریخی "ملت" استوار بود، در حالی که گفتمان دینی، تنها مفهوم ایستای "امت" را مشروع و معتبر می شناخت.

مولانا در برخورد با مفهوم "وطن" حتی از بینش دینی سنتی نیز فراتر می رود؛ او نخست به عنوان مسلمانی اصولی، دلبستگی به زادوبوم را به خاطر اعتقاد به "امت اسلامی" رد می کند و سپس به عنوان عارفی متأله، نسبت به برداشت ظاهری و سطحی از مفهوم "وطن" در حدیث نبوی هشدار می دهد:

همچنین حب الوطن باشد درست
تو وطن بشناس ای خواجه نخست

و در ابیات زیر با روشنی بیشتری برداشت ظاهری و عینی از حدیث نبوی را رد می کند:

از دم حب الوطن بگذر، مایست
که وطن آنسوست جان، این سوی نیست
گر وطن خواهی گذر آن سوی شط
این حدیث راست را کم خوان غلط

بنابراین "وطن" برای مولانا معنایی باطنی یا قدسی دارد؛ او وطن را جایگاه و مکانی خارجی نمی داند بلکه "لامکانی که در او نور خداست".

از این دیدگاه، وطن منزل ازلی یا خاستگاه لاهوتی نوع بشر است که آدمی از آن جدا افتاده است؛ همان نیستانی است که "نی" از دوری آن ناله سر می دهد و همان هندوستانی که "طوطی" از دوری آن به سوز و گداز می افتد و ...

با این رویکرد عرفانی است که مولانا مهر و دلبستگی به این دنیای ناپایدار یا عالم فانی را نکوهش می کند.

در "منطق ایمانی" او تنها "عالم باقی" یا آن "وطن" جاوید است که شایسته ستایش و پرستش است؛ تنها با دوری از این وطن ظاهری (عالم فانی) و پیوستن به آن وطن حقیقی (وطنگاه بقا) است که انسان به ذات حق نزدیک می شود.

مولانا در غزلی تمایز این دو "وطن" را بروشنی توضیح داده است:

سر ز کفن بر زن و ما را بگو
کز وطن خویش چرا می‌ روی؟
نی غلطم، عاریه بود این وطن
سوی وطنگاه بقا می‌ روی

در داستانی از مثنوی، مردی در بستر مرگ می افتد و چون زن در اندوه از دست دادن او ناله سر می دهد، مرد با او عتاب می کند:

گفت جفت: امشب غریبی می روی
از تبار و خویش غایب می شوی
گفت: نه نه، بلکه امشب جان من
می رسد خود از غریبی در وطن

این برداشت عارفانه از "وطن" برای حافظ نیز شناخته بوده، چنانکه در غزل زیر به همین نکته نظر دارد و رسیدن به آن را آخرین منزل در سیر و سلوک عرفانی می داند:

زین سفر گر به سلامت به "وطن" باز رسم
نذر کردم که هم از راه به میخانه روم
تا بگویم که چه کشفم شد ازین سیر و سلوک
به در صومعه با بربط و پیمانه روم

و باز در ادامه همین سنت عرفانی است که شیخ بهائی طی ابیاتی در توضیح حدیث "حب الوطن" (در منظومه نان و حلوا) برداشت زمینی یا ناسوتی از وطن را نقد کرده است:

در این شعر حریف می گوید: "از ایمان بود حب الوطن" و شیخ به او پاسخ می دهد:

این وطن، مصر و عراق و شام نیست
این وطن، شهری ست کان را نام نیست
زانکه از دنیاست، این اوطان تمام
مدح دنیا کی کند «خیر الانام»
حب دنیا هست رأس هر خطا
از خطا کی می‌ شود ایمان عطا
ای خوش آنکو یابد از توفیق بهر
کاورد رو سوی آن بی ‌نام شهر
تو در این اوطان، غریبی ای پسر
خو به غربت کرده‌ ای، خاکت به سر
آن قدر در شهر تن ماندی اسیر
کان وطن، یکباره رفتت از ضمیر
رو بتاب از جسم و جان را شاد کن
موطن اصلی خود را یاد کن
زین جهان تا آن جهان بسیار نیست
در میان، جز یک نفس در کار نیست

آخرین نکته قابل ذکر در دوری مولانا از تعلقات زمینی آن است که او به زبان فارسی نیز، که بی گمان خود در شکوفایی و باروری آن نقشی برجسته داشته، علاقه خاصی ندارد.

استاد و مراد مولانا یعنی شمس تبریزی به زبان فارسی دلبستگی و الفتی ویژه داشت: ”زبان پارسی را چه شده، بدین لطیفی و خوبی ... آن معانی و لطایف که در پارسی آمده است در تازی نیامده است.“ (مقالات شمس) اما مولانا آشکارا زبان "امت" را بر زبان خود برتر می داند:

پارسی گو گرچه تازی خوشتر است.

 

 

منبع: بی بی سی

 

+ نوشته شده در  87/09/28ساعت   توسط JHN | موضوع: مولوی - جلال الدین رومی

پس از برگزاري انواع و اقسام همايش‌ها و نشست‌هاي مربوط به مولانا، اكنون نوبت دفتر امور بانوان شهرداري است كه «تجلي زن در آثار مولانا» را دستمايه برگزاري يك‌همايش يكروزه كند.

در اين همايش كه دوشنبه 10 دي در تالار بتهوون خانه هنرمندان ايران برپا خواهد شد، دكتر خاكي، خانم دكتر صلاحي مقدم، دكتر فاضلي و خانم دكتر جودي از زواياي مختلف، درباره موضوع همايش سخن مي‌گويند.

البته به گفته عرفان نظرآهاري نويسنده، شاعر و طراح، اين همايش نخستين همايش از سلسله همايش‌هايي خواهد بود كه از اين پس توسط امور بانوان شهرداري برگزار مي‌شود.

مايش دوم به موضوع «تجلي زن در ادب عاشورائي» اختصاص دارد، اما سال مولانا با همه انرژي ناگهاني‌اي كه براي مراجعه به زندگي و – البته كمتر – آثار مولانا ايجاد كرد، مسئولان را تشويق كرد، در كنار همه همايش‌ها و نشست‌هاي فراوان امسال، اين همايش نيز دست‌كم موضوع تازه‌اي را هدف گرفته و تلاش كند پاسخي به بحث‌هاي انحرافي موجود باشد.

عرفان نظرآهاري در اين‌باره مي‌گويد: «سال مولانا سبب شد نشست‌ها و همايش‌هاي گوناگوني در ايران و سراسر جهان برگزار شود اما كمتر برنامه‌اي درباره نگاه مولانا به زن بوده است.

بنابراين دفتر امور بانوان شهرداري تصميم گرفت در كنار كارهاي ديگري كه براي رشد خانواده و نگاه معنوي به بانوان دارد، اين همايش يكروزه را نيز برگزار كند.»

اما اين مسئله، وقتي اهميت بيشتري مي‌يابد كه نظرآهاري به‌عنوان يكي از مشاوران شهرداري تهران ادامه مي‌دهد: «انتشار برخي آثار سبب شده است كه برداشتي زن‌ستيزانه در جامعه به‌وجود آيد كه برگزاري اين قبيل همايش‌ها مي‌تواند پاسخ به پاره‌اي از اين شبهات و نگاه‌هاي افراطي باشد.»

نظر آهاري كه دبير علمي همايش هم هست به رمان «كيمياخاتون» نوشته «سعيده قدس» اشاره مي‌كند كه در چند ماه گذشته از سوي نشر چشمه به بازار آمده است.

اما آيا پاسخ كيمياخاتون را كه ناگهان به يكي از پرفروش‌هاي ادبيات داستاني ايران تبديل شده و خيلي زود به چاپ سيزدهم رسيده، مي‌توان تنها با 4 سخنراني در يك روز داد؟ عرفان نظرآهاري مي‌گويد: «قرار نيست ما جواب كسي را بدهيم بلكه مهم اين است كه در جامعه، همه‌جور تضارب آرا وجود داشته باشد.

همان‌طور كه قبلا هم نقدهايي در اين‌باره چاپ شده است. درواقع مسلم است كه به اين شكل نمي‌توان اثر اين كتاب را از بين برد بلكه مي‌توان بابي را باز كرد كه اگر كسي دغدغه بيشتري داشت، موضوع را به‌طور دقيق‌تر دنبال كند.»

البته نظر‌آهاري به‌عنوان يك نويسنده نيز براي ارائه نگاه منصفانه به آثار مولانا، تلاش مي‌كند و با بازآفريني و بازنويسي آثار مولانا، برداشت خود را براي گروه‌هاي سني گوناگون منتشر خواهد كرد؛ چراكه به اعتقاد او «همه ما مسئوليم اما هركس در محدوده خودش و تا جايي كه اختيارات و توان كاري‌اش اجازه مي‌دهد.»

طرح اوليه نظرآهاري كه سال گذشته ارائه شده است، برگزاري همايشي گسترده‌تر با وجوه گوناگون بوده است. وي مي‌گويد: «قرار بود كار بزرگي با جنبه‌هاي مختلف نظير فيلم، نقاشي، خط، سي‌دي و... انجام گيرد كه متأسفانه فرصت‌ها از دست رفت.

شايد به اين علت كه در ماه‌هاي گذشته، تداخل زيادي در همايش‌هاي مرتبط با مولانا وجود داشت.»

حالا آنچه باقي مانده، 4 سخنراني است كه در 9 محور، موضوع همايش را طرح مي‌كنند. اما نظرآهاري نيز معتقد است: «اين درست است كه براي كارهاي ماندگار، بايد به درازمدت توجه داشت و اگر قرار است كار بنيادي و ساختاري اتفاق بيفتد، در حوزه كتاب است.

اما متأسفانه جامعه ما به كارهاي فوري علاقه دارد و انگار نوعي بي‌حوصلگي در سياستمداري ماست».

 

نویسنده: كامران محمدي

 

+ نوشته شده در  87/09/28ساعت   توسط JHN | موضوع: مولوی - جلال الدین رومی

«دل آدمي گنجينۀ راز ها و کان گوهر هاست همان طور که آهن در سنگ نهان است و آب در زير خاک، رازها و گوهر هايي در دل انسانهاي مشتاق پنهان کرده اند؛ اين راز ها تنها در سماع آشکار مي شود.در سماع است که پرده از بسياري اسرار بر داشته مي شود.لذت کشف راز ها را جز از روزن گوش نمي توان احساس کرد. و از اين طريق مي توان به حريم دل راه يافت. آهنگ شور انگيز و موزون آنچه را که در دل نهفته است آشکار مي کند و نيک و بد آن را روشن مي سازد.آري سماع محک صادق و معيار قلب ناطق است.»

سماع را در عرس مولانا و در تالار بزرگي شنيديم و ديديم که در آن بيش از دو هزار تن گرد آمده بودند.تالار مدرن را به گونۀ دايره يي ساخته بودندکه رسم است سماعخانه چنين باشند.دو قسمت اين دايره را که در برابر هم قرار دارد قوس صعودي و قوس نزولي مي نامندو خط ميانۀ آن را خط استوا مي خوانند.

 

 باري شب سماع مولانا با سخنراني والي شهر آغاز گشت و آنگاه رييس مرکز فرهنگي مولانا سخناني در باب مولانا بر زبان راندو سپس يکي از غزلخوانان نامبردار ترک، غزليات چند ي از کليات شمس را به زبان ترکي زمزمه کرد و بخش تشريفاتي محفل به پايان رسيد. بخش اساسي محفل، سماع درويشان چرخان بود که بس شور انگيز مي نمود. در گوشه يي از اين دايرۀ در مقابل مسند و نوک ديگر خط استوا صحنۀ فرورفته يي قرار داشت که براي مطربان و نوازندگان آماده گرديده بود.دستۀ ني زنان و دف زنان در اين محل جاي گرفتند؛ آنگاه يکي از درويشان تختۀ پوست مرشد را هموار کرد و به دنبالش مرشد در حالي که دست بر سينه داشت و سرمي شکستاند «تعظيم مي کرد» با گامهاي شمرده بر پوست يا مسندنزديک گشت .

چون مرشد بر مقامش قرار گرفت، ده تن از درويشان «جانان»که لبادۀ سياه بر دوش داشتنديکي پي ديگري از کنار مرشد گذشتند؛ بر دستش بوسه زدند و او نيز بر سکۀ هر يک بوسه نهادو هر يازده تن با آرامي در حلقۀ کوچکي به راه افتادند و سه دور زدند که اين گردش سه گانه را

مقامات روح مي نامند که بعد از زندگي دو باره وصول به حق شروع مي شود به دنبال آنان سي تن از درويشان چرخان ديگر به دنبال هم وارد تالار شدند، از مقابل مرشد گذشتندو بر دست مر شد بوسه زدند.مر شد نيز همچنان سکۀ هر يک را بوسيد.

 

کسي که از برابر پوست با «مسند» مي گذشت توقف کوتاهي مي کرد، روي بر ميگشتاند در مقابل درويش بعدي مي ايستاد هر دو به يکديگر مي نگريستند به صورت و ابروان يکديگر نگاه مي کردند و در برابر يک ديگر سر ميشکستند آنگاه با نوک انگشت خرقۀ سياه را بر زمين فرو مي انداختند.

در اين حال سماع کننده،که دست راست گشاده اش را روي شانۀ چپ و دست چپ گشاده اش را روي شانۀ راست نهاده بود ؛ دستها را نرم و آهسته از  روي سينه،پايين مي لغزاند و آنگاه کف دست راست را به سوي آسمان و کف دست چپ را به سوي زمين قرار مي داد و به چرخ زدن مي پرداخت.حالت دستها بدين معناست که از آسمان فيض مي ستانند و به زمين نثار مي کنند.

 

همۀ سماع زنان پيراهنهاي سپيدي به تن داشتند که تا نو ک پاي شان افتاده بود؛پيرهن هايي که تنوره ناميده مي شود.تنوره لباسي است بدون آستين و يخن که بخش جلو آن تا سينه باز است . 

کمر آن با نوار ي محکم بسته ميشود و هنگام چرخيدن تنوره گشوده مي شود و به گونۀ دايره  يي در مي آيد و زيبايي خاص به چرخش سماع گرز مي بخشد.در اين حال سماع گران به کبوتران سپيدي مي مانند که با دستهاي گشودۀ خويش خيال پرواز را دارند.

 

دور اول پس از پانزده دقيقه تمام شد و در ويشان توقف کردندو براي ان که تعادل خويش را از دست ندهند، دو - دو تن ، سه-سه تن و يا بيشتربه شانه هاي يکديگر تکيه دادند.

 

دور دوم  يا سلام دوم  هم همين گونه آغاز يافت  با اين تفاوت که در دور دوم سماع گران دست مرشد را نبوسيدند و تنها سر شکستند.در پايان اين دور نيز همان توقف بود و تکيه کردن کوتاهي بر شانه هاي يکديگر.در سلام چهارم شيخ نيز از کنار مسند وارد ميدان گرديد و به سماع پرداخت ولي با خرقه يي که در بر داشت. او دستهايش را نگشودو پس ازسماع بر مسندش بازگشت.

در تمام دوران سماع سر دستۀ سماع گران،در حالي که خرقه به تن داشت؛ چرخش سماع زنان را زير نظر داشت و اگر لغزشي را احساس مي کرد خودش را به درويش مي رساند وبا حرکت پايش سماع زن را به اشتباهش ملتفت مي ساخت.

سپس مراسم فاتحه و دعا انجام شد و در پايان شيخ به سوي در خروجي به راه افتاد، سر شکستاند، ديگران نيز سرشکستند.

 شيخ با صداي بلند گفت:« السلام عليکم» ديگران نيز پس از« هوو «کشدن با عبارت « السلام عليکم و رحمة الله و برکاته» پاسخ شيخ رادادند.

سماع باشکوه آن شب با تمام نظم و زيبايي و ويژگي ها ي هنريش که آدمي را حيرت زده مي ساخت؛ باتمام ظرافتهاو شگرد هايش، صبغۀ نمايشي داشت؛ در حالي که سماع  راستين دست افشاني و پاکوبي  هنرمندانه نيست؛ سفر به سوي حق و لطايف حق است، شور و قلق درون است، بيتابي روح آدمي است، راهي براي گشودن راز هاي نهاني درون است . پير هرات مي گويد:

«بنده سماع همي کند تا وقت وي خوش گردد؛ جان وي را فرا سماع آيد؛ دل وي فرا نشاط آيد؛سر وي فرا کار آيد؛ از تن زبان ماند و بس؛ از دل نشان مستمند و بس . از جان عيان ماند و بس.تن در وجد و اله شود؛ دل در شهود مستهلک.جان در وجودمستغرق گردد. ديده آرزوي ديدار ذوالجلال کند ؛ دل آرزوي شراب طهور کند. جان آرزوي سماع حق کند.رب العزه پردۀ جلال بردارد.ديدار بنمايد؛ بنده را به جام شراب تقوي بنوازد. حال بنده  آنگه به حقيقت در سماع در  آيد ».

 با آن که مولانا تا پايان زندگي سماع کرد و دل به مهر موسيقي، پاي کوبي و دست افشاني سپرد؛ اما هرگزسماع را چونان آداب و آيين ويژۀ صوفيانه، چنان که پس از وي ميان مولويه مرسوم گشت؛ نپذيرفت.هرزمان که شور و غوغايي بر سرش مي زد برمي خاست و در سماعخانه يا کوي و بازار وبرزن، پاي مي کوبيد و دست مي افشاند و هيچ آداب و تر تيبي نمي جست. مولانا با آن که حسام الدين چلبي را به حيث خليفۀ خويش گماشته بود اما نمي خواست پس ازوي سلسله يي به نام او بنياد گذارند و احفاد و ي عرفان عاشقانه اش را مسخ سازند. اما بازماندگانش پس از وي سلسلۀ مولويه راشالوده ريختند. نخست حسام الدين چلبي را بر مسندسلسله نشاندند؛ سپس سلطان ولد، خود بر جاي او جاي او نشست و پس از وي پسرش اولو عارف چلبي و همين گونه تا امروز ازاحفاد و و ابستگان و ي اين جايگاه را يکي پس از ديگري در تصرف دارندو هرساله در عرس مولانا بزم سماع را به راه مي اندازند.« در دسامبر سال 1925 قانوني به تصويب مجلس ملي کبير ترکيه رسيد که به موجب آن کلِيۀ خانقاه هادر سراسر ترکيه تعطيل   شد و آرامگاه جلال محمد بلخي به صورت موزه باقي ماند.به موجب اين قانون تظاهرات عرفاني متروک گرديد ولي در دسامبر سال 1953 نخستين سماع مولويه پس از بيست و هشت سال تعطيل در يک از سينماهاي قونيه به عمل آمد و در هفدهم دسامبر 1973 که مصادف به هفتصد مين سالروز وفات مولانا بود مراسم به مدت شش رو روز از 19 تا 26 در ورزشگاه بزر گ و سر پوشيدۀ قونيه انجام مي شود».

 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  

 (1) اين غزل در کليات شمس با چنداختلاف، ضبط گرديده است.

(2) گولپينارلي، عبدالباقي.مولويه بعد از مولانا.ترجمۀ دکترتوفيق سبحاني،1366،چاپ کيهان،ص.426.

(3)تدين،عطاءالله.مولاناوطوفان شمس.تهران:1372، انتشارات تهران، ص.189.

(4)سجادي، دکتر سيد جعفر. لغات و اصطلاحات و تعبيرات عرفاني،چاپ سوم، تهران: 1362، مدخل سماع.

تدين.همان،ص.206.

+ نوشته شده در  87/09/28ساعت   توسط JHN | موضوع: مولوی - جلال الدین رومی

دسته نرم افزار آموزشی زیردسته مذهبی

مجموعه بی نظیر سخنرانی های استاد حسن رحیم پور ازغدی

کاملترین مجموعه موجود

این مجموعه شامل 73 ساعت سخنرانی از استاد رحیم پور ازغدی میباشد

فروشنده: پی سی کالا

قیمت: 9,900 تومان

روش خرید: برای خرید سخنرانی های رحیم پور ازغدی، پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول یا محصولات مورد نظرتان را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.



برای دیدن سایر محصولات این فروشنده اینجا کلیک کنید.
+ نوشته شده در  87/09/13ساعت   توسط JHN | موضوع:

آموزش صوت و لحن توسط استاد شاه میوه اصفهانی

چگونه پذیرش و بورس تحصیلی خارجی بگیریم؟

نرم افزار AutoCAD 2010

دیکشنری مترجم متن به 16 زبان زنده دنیا

تکنیکهای تست زنی در کنکور

آموزش تند خوانی ( دکتر سیدا: مرد حافظه ایران)

بسته ی آمادگی برای IETLS 2009

پکیج روش های تست زنی

آموزش تايپ(Typing Learning)

خلق آزمون های الکترونیکی با Tanida Quiz Builder 1.1

بازیابی اطلاعات

آموزش كامل كامپيوتر

آموزش كمك درسي سوم راهنمايي

آموزش كمك درسي دوم راهنمايي

آموزش كمك درسي اول راهنمايي

آموزش كمك درسي پنجم دبستان

آموزش كمك درسي چهارم دبستان

آموزش كمك درسي سوم دبستان

آموزش كمك درسي دوم دبستان

آموزش كمك درسي اول دبستان

بسته آموزش کلیه آموزش دروس اول راهنمایی

بسته آموزش کلیه آموزش دروس سوم راهنمایی

بسته آموزش کلیه آموزش دروس دوم راهنمایی

بسته آموزش کلیه آموزش دروس پنجم دبستان

بسته آموزش کلیه آموزش دروس چهارم دبستان

بسته آموزش کلیه آموزش دروس سوم دبستان

بسته آموزش کلیه آموزش دروس دوم دبستان

بسته آموزش کلیه آموزش دروس اول دبستان

پکیج بی نظیر آموزش کلیه دروس پیش دانشگاهی رشته ریاضی

پکیج بی نظیر آموزش کلیه دروس سوم ریاضی

پکیج بی نظیر آموزش کلیه دروس دوم ریاضی

پکیج بی نظیر آموزش کلیه دروس دوم تجربی

پکیج بی نظیر آموزش کلیه دروس سوم تجربی

پکیج بی نظیر آموزش کلیه دروس اول دبیرستان

نرم افزار حفظ لغات(لایتنر) اورانوس نسخه 4

آموزش Windows Server 2008 توسط مدرس معتبر مايكروسافت

آموزش زبان انگليسي در خواب ( cd)

آموزش کتیا

آموزش 3dmax

آموزش زبان عربي به فارسي سطح 3

جزوه تكنيك تست زني

پکیج استثنایی شبیه ساز کنکور رشته علوم انسانی

پکیج استثنایی شبیه ساز کنکور رشته علوم تجربی

پکیج استثنایی شبیه ساز کنکور رشته ریاضی فیزیک

تواشيح3

احكام

المائده

آموزش پیشرفته تجوید توسط استاد سید محسن موسوی بلده (تصویری)


آموزش پیشرفته وقف و ابتدا توسط استاد مستفید(تصویری)


منتخبی از قرائتهای قاریان مشهور ایرانی (mp3)


تلاوت 1:30 دقیقه ای استاد حامدشاکرنژاد و دعای سحرباصدای استادمحمداصفهانی


جدیدترین و زیباترین تلاوت جهان توسط استاد محمود شحات


قرائت بسیار زیبا وفنی استاد حاج حامد شاکرنژاد در محضر مقام معظم رهبری (مدظله العالی) تصویری


آموزش صوت و لحن توسط استاد شاه میوه اصفهانی


۱۰ تلاوت تصويري از استاد عبدالباسط


20 تلاوت تصويري از استاد مصطفي اسماعيل


۳۱ تلاوت تصويري از استاد محمود شحات محمد انور


۷ تلاوت تصويري از استاد راغب مصطفي غلوش


بيش از 490 تلاوت از استاد محمد صديق منشاوي


161 تلاوت از استاد عبدالباسط


گردش مجازی به 214 مکان تاریخی مذهبی


آثار زنده یاد حاج محمدرضا آقاسی


سخنرانی حسن رحیم پور ازغدیMP3


سخنرانی استاد نقویان


مجموعه سخنرانی استاد الهی قمشه ای


مجموعه كامل حاج محمود كريمي

+ نوشته شده در  87/09/08ساعت   توسط JHN | موضوع:

----- سکوت
----- حکایت (خاموشی)
----- حکایت (غرور)
----- ناگفته های محسنی اژه ای از فتنه سال گذشته
----- عکسهای جالب از استتار حیوانات
----- عکسهایی که فقط یک نفر در دنیا می تواند بگیرد
----- عکس های دختر کوچولوی علی دایی (دنیز دایی)
----- از تولد تا مرگ یک دختر
----- زنان و دختران ایران در ۱۲۰ سال قبل
----- سیدحسن نصرالله در خانه احمدي نژاد
----- خلیج همیشه فارس
----- نظر معلم شهيد علي شريعتي در خصوص ولايت فقيه
----- کم خونی ناشی از کمبود مواد مغذی
----- آلت موسیقی - در باب نشان ندادن ساز در تلویزیون - به همراه فایل صوتی
----- یکی از شعرهای جالب خلیل جوادی
----- حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
----- زندگی نامه آیت الله سید علی قاضی
----- پیامک های زیبا
----- استاد علا‌مه محمدتقی جعفری (ره)در آیینه آثار
----- مراحل جوانمرد شدن
----- لیستی از خرید های مفید از اینترنت
----- نظام روي عرشه جماران اقتدار خود را اعلام كرد
----- پشت پرده ی اصلاحات
----- درمان زودرنجي در نو جوانان به چه نحوي است؟
----- استراژي ما در برابر فيلم فتنه(مقاله)
----- مراحل شكل گيری باران
----- يافتن سرعت نور توسط قرآن کريم
----- بخشهایی از اعجاز علمی قرآن
----- پرفروشترین ها محصولات اینترنت در ماه اخیر
----- کوتاه و شنیدنی

درباره وبلاگ

طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق
که در این دامگه حادثه چون افتادم

دوستان

وبلاگ اسماعیل شفائی
وبلاگ مـــعـمار
وبلاگ انجمن آرمان نو
وبلاگ محسن خوش سیرت


تبلیغات

پکیج تکنیک های تست زنی
مجموعه سخنرانيهاي دكتر الهي قمشه اي
سخنرانی های رحیم پور ازغدی
سخنرانی های شهید مرتضی مطهری
سخنرانی آیت ا... بهجت
یک مجموعه بی نظیر از آنتونی رابینز
مجموعه کامل سخنرانی حجت الاسلام نقویان
مجموعه آثار دکتر شریعتی
سحنرانی های علامه جعفری
مجموعه سخنرانی استاد قرائتی
سخنرانی های شیخ احمد کافی
*...|| مرجع کامل تقویت حافظه ||...*
*...|| اعتماد به نفس فوق العاده در 100 دقیقه||...*
*...|| روشهای صحيح مطالعه و یادگیری ||...*
*...|| اصول سخنراني و فن بيان ||...*
شبیه ساز کنکور رشته علوم تجربی
161 تلاوت از استاد عبدالباسط
آموزش تقویت حافظه و تند خوانی
نرم افزار حسابداری بازاریان
آفیس Microsoft Office Professional Plus 2010
ماساژور دلفینی
موکن گوش و بینی
بلوز طرفداران تیم پرسپولیس
بلوز طرفداران تیم استقلال
كيف ضد اشعه آيلين مدل كتابي برای موبایل
شارز گوشی با 1 باطری قلمی
عطر یوسف
75 نقشه ايران و جهان برای موبایلها
سلسله مباحث نظری حسن رحیم پور ازغدی
افزایش صدای سونی اریکسون
قويترين و محبوبترين مترجم
نرم افزار طراحي چهره اداره پليس !!!


ارتباط
ايميل به مدير وبلاگ...؛
گفتگو با مدير وبلاگ


درباره سرّعشق

سرّعشق (یک تارنمای شخصی)

استفاده از منابع وبلاگ تنها با ذكرنام منبع بلامانع است
All CopyRight Reserved by
SerreEshgh
ir.wisdom@gmail.com
©2005-2009
 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM
طراح: JHN
JHN

Check PageRank

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
All CopyRight Reserved by serreeshgh.blogfa.com ©2005-2009 استفاده از منابع وب سایت تنها با ذكرنام منبع مجاز است