| درباره بنده |
|
صفحه نخست |
| شخصيت ها |
|
امير المؤمنين علي(ع) |
| دانلود سخنرانيها |
|
استاد نقویان |
| شاعران |
|
فخرالدين عراقي همداني |
| اساتید موسیقی |
|
استاد جليل شهناز |
| امکانات |
|
******
با وارد كردن نام و ايميل خودتان در دو كادر زير و عضو شدن در خبرنامه از اطلاع رساني وبلاگ بهره مند شويد |
|
!!!...سرّعشق مقدمتان را گرامی میدارد ...!!!
|
|
مقتل خواني مقام معظم رهبري از کتاب ارزشمند لهوف لينک مستقيم دانلود: http://bachehayeghalam.ir/media/sound/maghtal_khamenei(www.BGH.ir).mp3 مقتل خواني شهيد آيت الله حکيم - تصويري
اللهوف (ملهوف) علي قتل الطفوف رضي الدين، علي بن موسي بن جعفر ملقب به «ابن طاووس» از بزرگان علماي اماميه و جامع علوم مختلف است. اين عالم زاهد و پارسا صاحب کراماتي بوده که علامه حلي به برخي از آن ها اشاره کرده است. وي را مستجاب الدعوه و واقف بر اسم اعظم دانسته اند و از برخي تأليفاتش بر مي آيد که که به ملاقات حضرت ولي عصر(عج) نائل شده و برخي نکات را از محضر حضرت استفاده کرده و از جمله اسم اعظم را از زبان مبارک امام زمان(عج) آموخته است. وي داراي نفس عجيب و بسيار تأثير گذاري بوده است. از کثرت ورع و تقوي اورا «قدوة العارفين و مصباح المجتهدين» لقب داده اند. از دادن فتوي در احکام شرعي به شدت امتناع داشته و جز کتاب «غياث الوري» که حاشيه اي بر يک کتاب فقهي است کتاب ديگري تأليف نکرده است. تولد او در سال ??? يا ??? در حله و وفاتش روز دوشنبه، پنجم ذيقعده سال ??? هجري در بغداد بوده است البته جسم مطهر او را در نجف در جوار بارگاه ملکوتي سيد الاوصياء علي بن ابيطالب عليه السلام به خاک سپرده اند. سيد در زمان مستنصر، خليفه ي عباسي مي زيسته و با اين که خليفه تلاش کرد او را وارد مسائل سياسي کند و منسب “نقابت طالبيين” را به او واگذار کند ولي موفق نشد. در زمان سقوط بغداد توسط هلاکوخان، نقابت طالبين را بر او تحميل کردند. گرچه سيد در ابتدا نپذيرفت اما خواجه نصيرالدين طوسي او را آگاه کرد که در صورت عدم قبول، او را خواهند کشت. شيخ جعفر شوشتري(ره) مقتل ايشان را مشهورترين مقتل مي دانسته است.
گذشته از علم و دانش بسيار دقيق، عميق ومراقب بود به همين جهت ميرزا جواد ملکي تبريزي که خود از عرفاي بزرگ است لقب «سيدالمراقبين» را به ايشان داده است. با اين که عمر طولاني نداشت ?? تا ?? جلد کتاب را به او نسبت داده اند. بيشتر اين کتب در زمينه ي دعا و زيارات است از جمله؛ اسرارالصلوة، الاقبال الصالح الاعمال، مصباح الزائر، جناح المسافر، الطرائف في مذهب الطوائف، کشف المحجه لثمرة المهجه، يکي از آثار او کتاب مشهور «اللهوف يا الملهوف علي قتل الطفوف» است که بارها در هند و ايران به چاپ رسيده است. معرفي کتاب لهوف شيخ جعفر شوشتري(ره) مقتل ايشان را مشهورترين مقتل مي دانسته است. سيد، شاعر، اديب و نقاد هم بوده است لذا ردپاي ذوق ادبي او در لهوف قابل مشاهده است. بيان کتاب لهوف بسيار نرم بوده به گونه اي که مي توان آن را به صورت مرثيه خواند. اين کتاب با يک شيوه ي داستاني نوشته شده است. سيد، چاشني هاي شعري خود را درجاي جاي کتاب آورده به گونه اي که کمتر صفحه اي از کتاب است که يک شعر در آن نباشد. اصل کتاب لهوف عربي است و چندين بار به فارسي ترجمه شده است. از جمله اين ترجمه ها مي توان به کتب زير اشاره کرد: ?? ترجمه ي ميرزاقلي خان به نام «لجة الامم و حجة الامم» ?? ترجمه شيخ احمدبن سلامه ي نجفي ?? ترجمه ي سيداحمد فهري زنجاني به نام “آه سوزان بر مزار شهيدان” ?? ترجمه ي سيد محمد صحفي. ?? ترجمه ي علي بن شيخ العراقين که ترجمه ي منظومي از اين کتاب است. ?? ترجمه ي محمد ابراهيم معروف به «بدايع نگار» به نام «فيض الدموع» که در سال ???? شمسي به چاپ رسيده است اما احتمال مي رود که تشابه متني ميان اين دو کتاب باعث شده که تصور شود ترجمه ي “لهوف سيدبن طاووس” است. ?? ترجمه ي محمد طاهر دزفولي به نام “سوگ نامه ي کربلا” که ترجمه ي نسبتاً آزادي است و در برخي موارد در ترجمه کم و يا زياد شده است. ?? ترجمه ي عقيقي بخشايشي. ?? ترجمه ي محمد محمدي اشتهاردي به نام “غمنامه ي کربلا”. ??? ترجمه ي شيخ عباس قمي در سال ???? ه.ش. ??? آخرين ترجمه ي کتاب از اقاي عليرضا رجالي تهراني است. قديمي ترين ترجمه ي لهوف، از ميرزا قلي تبريزي و به نام “لجة الامم و حجة الامم” مي باشد. کتاب لهوف در چند فصل يا به تعبير خود سيد به چند «مسلک» تنظيم شده است که برخي مترجمان همه ي مسالک و برخي يک يا چند مسلک را ترجمه نموده اند. مسلک اول با ولادت امام حسين عليه السلام آغاز مي شود. البته اين رسم در بسياري از کتب که در مورد حضرت نوشته شده جاريست. بعد از تولد امام حسين عليه السلام بخش عمده اي از زندگاني حضرت را در زمان پدر و برادر رها کرده به سخنراني اباعبدالله عليه السلام در مکه مي پردازد. لذا با همه ي ارزش اين کتاب جهت دريافت گزارش لحظه به لحظه ي حرکت اباعبدالله عليه السلام از خواندن کتب ديگر بي نياز نيستيم. بعد از سخنراني آن حضرت در مکه به شهادت قيس بن مصهر پرداخته است. قيس فرستاده ي اباعبدالله عليه السلام به کوفه است که در آنجا دستگير شد و پس از بلعيدن نامه، عبيدالله بن زياد به او گفت تو را مخير مي کنم که از پشت بام به زمين پرتاب شده، يا گردنت را بزنم يا اين که حضرت را سب کني و نامه را افشا نمايي. قيس به منبر رفت و پس از توصيف حضرت از او دفاع نمود. بعد از شهادت قيس ديدار اباعبدالله عليه السلام با حربن يزيد رياحي مطرح مي شود که در اين ميان حدود ?? منزل و حوادث آن ها از قلم افتاده است. بنابراين با وجود مستند بودن، فاقد بخش هاي مهم است. بعد از ديدار حرب با اباعبدالله عليه السلام به سخنراني زهيربن قين و حر در محضر اباعبدالله عليه السلام پرداخته که در اين فاصله هم بخش هايي مفقود از تاريخ کربلا گرديده است. مسلک دوم از سخنراني اباعبدالله عليه السلام در کربلا آغاز شده، سپس به برخورد محکم ابا الفضل العباس عليه السلام و برادران حضرت با شمربن ذي الجوشن و بعد از آن به شب عاشورا، شوخي و بذله گويي اصحاب، سخنراني اماما عليه السلام و توبه ي حر اشاره نموده است. بعد از آن به نماز ظهر اباعبدالله عليه السلام پرداخته، سپس به شهادت علي اکبر عليه السلام، حضرت علي اصغر عليه السلام، اباالفضل العباس عليه السلام و عبدالله بن الحسن عليه السلام پرداخته که در اين بين به شهادت ساير اصحاب و بني هاشم اشاره اي نگرديده است. بعد از شهادت قيس ديدار اباعبدالله عليه السلام با حربن يزيد رياحي مطرح مي شود که در اين ميان حدود ?? منزل و حوادث آن ها از قلم افتاده است. بنابراين با وجود مستند بودن، فاقد بخش هاي مهم است. مسلک سوم با خاک سپاري شهدا در شب سوم شروع شده و در اين جا نيز خلا و فاصله ها زياد است و وقايع مهم نظير شهادت اباعبدالله عليه السلام، غارت خيمه ها، برخورد با کودکان و اسرا، منزل کوفه و… بيان نگرديده اند. بعد از آن به کوفه، شام و خطبه ي حضرت زينب عليها السلام، امام سجاد عليه السلام وام کلثوم و شهادت عبدالله بن عفيف ازدي پرداخته شده است. ابن عفف از اصحاب حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام است که در جنگ جمل يک چشم و در صفين چشم ديگر خود را از دست داد. در اثر سر و صدايي که در خارج کاخ يزيد به راه انداخت، تعقيق و در منزل خود به شهادت رسيد. به اعتقاد سيد اربعين در همان سال اول اتفاق افتاده است. حال آن که برخي در اين مطلب تشکيک کرده اند. سپس به بازگشت کاروان اسرا به مدينه و دستگيري و سرنوشت قاتلان اباعبدالله عليه السلام مي پردازد. به جهت مقتل خواني، مناسب ترين مقتل است و هيچ کتابي از اين جهت بر آن ارجح نيست. لذا به ذاکران توصيه مي شود از اين کتاب جهت خواندن مراثي استفاده نمايند. لهوف کتابي شيرين، تأثيرگذار، روان و رويکرد آن اشک انگيزي و تأثر انگيزي است، در پي طرح درس ها، عبرت ها و مسائل عرفاني نيست. گرچه گاه برخي درس ها و ظرائف کربلا غيرمستقيم در آن مطرح مي شود. منبع: یاسین مدیا و یاوران مهدی (عج) |
|
فاطمه (علیها السلام) در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار میباشد. این عقیده بر گرفته از مضامین احادیث نبوی است. این طایفه از احادیث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما دارای مضمونی واحد میباشند. در یکی از این گفتارها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است)، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمایند: "فاطمه سرور زنان جهانیان است". اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن، حضرت مریم برگزیده زنان جهانیان معرفی گردیده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثالزدنی میباشد و از زنان برتر جهان معرفی گشته است، اما او برگزیدهی زنان عصر خویش بوده است. ولی علو مقام حضرت زهرا (علیها السلام) تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نمیباشد و در تمامی اعصار جریان دارد. لذا است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در کلامی دیگر صراحتاً فاطمه (علیها السلام) را سرور زنان اولین و آخرین ذکر مینمایند. اما نکتهای دیگر نیز در این دو حدیث نبوی و احادیث مشابه دریافت میشود و آن اینست که اگر فاطمه (علیها السلام) برترین بانوی جهانیان است و در بین زنان از هر جهت، کسی دارای مقامی والاتر از او نیست، پس شناخت سراسر زندگانی و تمامی لحظات حیات او، از ارزش فوق العاده برخوردار میباشد. چرا که آدمی با دقت و تأمل در آن میتواند به عالیترین رتبههای روحانی نائل گردد. از سوی دیگر با مراجعه به قرآن کریم درمییابیم که آیات متعددی در بیان شأن و مقام حضرتش نازل گردیده است که از آن جمله میتوان به آیهی تطهیر، آیه مباهله، آیات آغازین سوره دهر، سوره کوثر، آیه اعطای حق ذی القربی و... اشاره نمود که خود تأکیدی بر مقام عمیق آن حضرت در نزد خداوند است. این آیات با تکیه بر توفیق الهی، در مقالات دیگر مورد بررسی قرار خواهد گرفت. ما در این قسمت به طور مختصر و با رعایت اختصار، به مطالعه شخصیت و زندگانی آن بزرگوار خواهیم پرداخت. |
|
جهت مطالعه زندگینامه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) کلیک نمایید جهت مطالعه مقام و جايگاه حضرت فاطمه الزهرا (س) در قیامت کلیک نمایید
خریدکنید: مجموعه سخنرانی های حجه الاسلام نقویان | دانشنامه جامع نهج البلاغه|سخنرانی حسن رحیم پور ازغدیMP3|مجموعه سخنرانی دکتر علی شریعتی|انديشه مطهر|آموزش مداحی|كتابخانه الكترونيكي فارسي ( نسخه اسلامي )|رم افزار مفاتيح الجنان|563 جلد تفسير و ترجمه كامل قرآن كريم |
|
مقام و جايگاه حضرت فاطمه الزهرا (س) در قیامت كيفيت برانگيخته شدنبرانگيخته شدن و رستاخيز از لحظات بسيار سخت و وحشتناك آينده بشر است; زمانى كه معصومان عليهم السلام همواره بدان مىانديشند و گاه از خوف آن بيهوش مىشدند. فاطمه(س) نيز چنين بود و بيشتر بدين زمان مىانديشيد. فكر زنده شدن، عريان بودن انسانها در قيامت، عرضه شدن به محضر عدل الهى و... او را در اندوه فرو مىبرد. اميرمؤمنان على(ع) مىفرمايد: «روزى پيامبرخدا(ص) بر فاطمه(س) وارد شد و او را اندوهناك يافت. فرمود: دخترم! چرا اندوهگينى؟ فاطمه پاسخ داد: پدرجان! ياد قيامت و برهنه محشور شدن مردم در آن روز رنجم مىدهد. پيامبر فرمود: آرى دخترم! آن روز، روز بزرگى است; اما جبرئيل از سوى خداوند برايم خبر آورد من اولين كسى هستم كه برانگيخته مىشوم; سپس ابراهيم و آنگاه همسرت علىبن ابىطالب(ع). پس از آن، خداوند جبرئيل را همراه هفتاد هزار فرشته به سوى تو مىفرستد. وى هفت گنبد از نور بر فراز آرامگاهتبرقرار مىسازد. آنگاه اسرافيل لباسهاى بهشتى برايت مىآورد و تو آنها را مىپوشى. فرشته ديگرى به نام زوقائيل مركبى از نور برايت مىآورد كه مهارش از مرواريد درخشان و جهازش از طلاست. تو بر آن مركب سوار مىشوى و زوقائيل آن را هدايت مىكند. در اين حال هفتاد هزار فرشته با پرچمهاى تسبيح پيشاپيش تو راه مىسپارند. اندكى كه رفتى، هفتاد هزار حورالعين در حالى كه شادمانند و ديدارت را به يكديگر بشارت مىدهند، به استقبالت مىشتابند. به دست هريك از حوريان منقلى از نور است كه بوى عود از آن بر مىخيزد... آنها در طرف راستت قرار گرفته، همراهتحركت مىكنند. هنگامى كه به همان اندازه از آرامگاهت دور شدى، مريم دختر عمران همراه هفتاد هزار حورالعين به استقبال مىآيد و برتو سلام مىگويد. آنها سمت چپت قرار مىگيرند و همراهتحركت مىكنند. آنگاه مادرت خديجه، اولين زنى كه به خدا و رسول او ايمان آورد، همراه هفتاد هزار فرشته كه پرچمهاى تكبير در دست دارند، به استقبالت مىآيند. وقتى به جمع انسانها نزديك شدى، حواء با هفتاد هزار حورالعين به همراه آسيه دختر مزاحم نزدت مىآيد و با تو رهسپار مىشود. حضور فاطمه در ميان مردمفاطمه جان، هنگامىكه به وسط جمعيت حاضر در قيامت مىرسى، كسى از زير عرش پروردگار به گونهاى كه تمام مردم صدايش را بشنوند، فرياد مىزند: چشمها را فرو پوشانيد و نظرها را پايين افكنيد تا صديقه فاطمه، دخت پيامبر(ص) و همراهانش عبور كنند. پس در آن هنگام هيچ كس جز ابراهيم خليلالرحمان و علىبن ابىطالب(ع) و... به تو نگاه نمىكنند. (1) جابربن عبدالله انصارى نيز در حديثى از پيامبرخدا(ص) اين حضور را چنين توصيف مىكند: روز قيامت دخترم فاطمه بر مركبى از مركبهاى بهشت وارد عرصه محشر مىشود. مهار آن مركب از مرواريد درخشان، چهار پايش از زمرد سبز، دنبالهاش از مشك بهشتى و چشمانش از ياقوت سرخ است و بر آن گنبدى از نور قرار دارد كه بيرون آن از درونش و درون آن از بيرونش نمايان است. فضاى داخل آن گنبد انوار عفو الهى و خارج آن پرتو رحمتخدايى است. بر فرازش تاجى از نور ديده مىشود كه هفتاد پايه از در و ياقوت دارد كه همانند ستارگان درخشان نور مىافشانند. در هريك از دو سمت راست و چپ آن مركب هفتاد هزار فرشته به چشم مىخورد. جبرئيل مهار آن را در دست دارد و با صداى بلند ندا مىكند: نگاه خود فراسوى خويش گيريد و نظرها پايين افكنيد. اين فاطمه دختر محمد است كه عبور مىكند. در اين هنگام، حتى پيامبران و انبيا و صديقين و شهدا همگى از ادب ديده فرو مىگيرند تا فاطمه(س) عبور مىكند و در مقابل عرش پروردگارش قرار مىگيرد. (2) منبرى از نور براى فاطمه(س)در ادامه گفتگوى پيامبر با دختر گرامىاش درباره چگونگى حضور وى در عرصه قيامت، چنين مىخوانيم: سپس منبرى از نور برايتبرقرار مىسازند كه هفت پله دارد و بين هر پلهاى تا پله ديگر صفهايى از فرشتگان قرار گرفتهاند كه در دستشان پرچمهاى نور است. همچنين در طرف چپ و راست منبر حورالعين صف مىكشند... آنگاه كه بر بالاى منبرقرار مىگيرى، جبرئيل مىآيد و مىگويد: اى فاطمه! آنچه مايلى از خدا بخواه... (3) شكايت در دادگاه عدل الهىاولين در خواست فاطمه در روز قيامت، پس از عبور از برابر خلق، شكايت از ستمگران است. جابرابن عبدالله انصارى از پيامبر(ص) چنين نقل مىكند: هنگامىكه فاطمه در مقابل عرش پروردگار قرار مىگيرد، خود را از مركب به زير انداخته، اظهار مىدارد: الهى و سيدى، ميان من و كسى كه مرا آزرده و بر من ستم روا داشته، داورى كن. خدايا! بين من و قاتل فرزندم، حكم كن... (4) براساس روايتى ديگر، پيامبر اكرم(ص) فرمود: دخترم فاطمه در حالى كه پيراهنهاى خونين در دست دارد، وارد محشر مىشود; پايهاى از پايههاى عرش را در دست مىگيرد و مىگويد: «يا عدل يا جبار احكم بينى و بين قاتل ولدى» اى خداى عادل و غالب، بين من و قاتل فرزندم داورى كن. قال:«فيحكم لابنتي و رب الكعبة» به خداى كعبه سوگند، به شكايت دخترم رسيدگى مىشود و حكم الهى صادر مىگردد. (5) ديدار حسن و حسين عليهما السلام دومين خواسته فاطمه در روز قيامت از خداوند چنين است: خدايا! حسن و حسين را به من بنمايان. در اين لحظه، امام حسن و امام حسين عليهما السلام به سوى فاطمه مىروند، در حالىكه از رگهاى بريده حسين خون فوران مىكند. (6) پيامبر خدا(ص) مىفرمايد: هنگامىكه به فاطمه گفته مىشود وارد بهشتشو، مىگويد: هرگز وارد نمىشوم تا بدانم پس از من با فرزندانم چه كردند؟ به وى گفته مىشود: به وسط قيامت نگاه كن. پس بدان سمت مىنگرد و فرزندش حسين را مىبيند كه ايستاده و سر در بدن ندارد. دخت پيامبر(ص) ناله و فرياد سر مىدهد. فرشتگان نيز (باديدن اين منظره) ناله و فرياد بر مىآورند. (7) امام صادق(ع) مىفرمايد: حسين بن على(ع) در حالى كه سر مقدسش را در دست دارد، مىآيد. فاطمه با ديدن اين منظره نالهاى جانسوز سر مىدهد. در اين لحظه، هيچ فرشته مقرب و پيامبر مرسل و بنده مؤمنى نيست مگر آنكه به حال او مىگريد. (8) در اين موقعيت، خداوند به خشم آمده، به آتشى به نام «هبهب» كه هزار سال در آن دميده شده تا سياه گشته و هيچ آسودگى در آن راه نمىيابد و هيچ اندوهى از آنجا بيرون نمىرود، دستور مىدهد كشندگان حسين بنعلى را برگير و جمع كن... آتش به فرمان پروردگار عمل كرده، همه آنها را بر مىچيند... (9) شفاعتبراى دوستان اهلبيت عليهم السلام سومين درخواست فاطمه در روز قيامت از پروردگار، شفاعت از دوستان و پيروان اهلبيت عليهم السلام است كه مورد قبول حق قرار مىگيرد و دوستان و پيروانش را مورد شفاعت قرار مىدهد. امام باقر(ع) مىفرمايد: هنگامىكه فاطمه به در بهشت مىرسد، به پشتسرش مىنگرد. ندا مىرسد: اى دختر حبيب! اينك كه دستور دادهام به بهشتبروى، نگران چه هستى؟ فاطمه(س) جواب مىدهد: اى پروردگار! دوست دارم در چنين روزى با پذيرش شفاعتم، مقام و منزلتم معلوم شود. ندا مىرسد: اى دختر حبيبم! برگرد و در مردم بنگر و هر كه در قلبش دوستى تو يا يكى از فرزندانت نهفته است داخل بهشت گردان. (10) امام باقر(ع) در روايتى ديگر مىفرمايد: در روز قيامتبر پيشانى هر فردى، مؤمن يا كافر نوشته شده است. پس به يكى از محبان اهلبيت عليهم السلام كه گناهانش زياد است دستور داده مىشود به جهنم برده شود. در آن هنگام، فاطمه(س) ميان دو چشمش را مىخواند كه نوشته شده است: دوستدار اهلبيت. پس به خدا عرضه مىدارد: الهى و سيدى! تو مرا فاطمه ناميدى و دوستان و فرزندانم را به وسيله من از آتش دور ساختى و وعده تو حق است و هرگز وعدهات را زير پا نمىنهى. ندا مىرسد: فاطمه! راست گفتى; من تو را فاطمه ناميدم و به وسيله تو، دوستان و پيروانت و دوستان فرزندانت و پيروانشان را از آتش دور گردانيدم. وعده من حق است و هرگز تخلف نمىكنم. اينكه مىبينى دستور دادم بندهام را به دوزخ برند، بدين جهتبود كه دربارهاش شفاعت كنى و شفاعتت را بپذيرم تا فرشتگان، پيامبران، رسولان و همه مردم از منزلت و مقامت آگاهى يابند. حال بنگر، دست هركه بر پيشانىاش «مؤمن» نوشته شده، بگير و به بهشتببر. (11) شفاعت دوستان فاطمه از ديگرانعظمت و مقام حضرت فاطمه در روز قيامت چنان است كه خداوند به خاطر فاطمه به دوستان آن حضرت نيز مقام شفاعت مىدهد. امام باقر(ع) به جابر فرمود: جابر! به خدا سوگند، فاطمه(س) با شفاعتخود در آن روز شيعيان و دوستانش را از ميان اهل محشر جدا مىسازد. چنانكه كبوتر دانه خوب را از دانه بد جدا مىكند. هنگامىكه شيعيان فاطمه همراه وى به در بهشت مىرسند، خداوند در دلشان مىافكند كه به پشتسر بنگرند. وقتى چنين كنند، ندا مىرسد: دوستان من! اكنون كه شفاعت فاطمه را در حق شما پذيرفتم، نگران چه هستيد؟ آنان عرضه مىدارند: پروردگارا! ما نيز دوست داريم در چنين روزى مقام و منزلت ما براى ديگران آشكار شود. ندا مىرسد: دوستانم! بر گرديد و بنگريد و هر كه به خاطر دوستى فاطمه شما را دوست داشت و نيز هر كه به خاطر محبت فاطمه به شما غذا، لباس يا آب داده و يا غيبتى را از شما دور گردانيده همراه خود وارد بهشت كنيد. (12) به سوى بهشتفاطمه(س)، پس از شفاعت از دوستان خود و فرزندانش و رسيدگى به شكايتش در دادگاه عدل الهى به فرمان خدا، با جلال و شكوه خاصى وارد بهشت مىشود. پيامبراكرم(ص) مىفرمايد: روز قيامت دخترم فاطمه در حالى كه لباسهاى اهدايى خداوند را كه با آب حيات آميخته شده، پوشيده، محشور مىشود و همه مردم از مشاهده اين كرامت تعجب مىكنند. آنگاه لباسى از لباسهاى بهشتبر وى پوشانده مىشود. بر هزار حله بهشتى براى او با خط سبز چنين نوشته شده است: دختر پيامبر را به بهترين شكل ممكن و كاملترين هيبت و تمامترين كرامت و بيشترين بهره وارد هشتسازيد. پس، فاطمه(س) را به فرمان پروردگار در كمال عظمت و شكوه، در حالىكه پيرامونش هفتاد هزار كنيز قرار گرفته، به بهشت مىبرند. (13) استقبال حوريان بهشتىرسول خدا(ص) به فاطمه(س) فرمود: هنگامىكه به در بهشت مىرسى، دوازده هزار حوريه، كه تاكنون به ملاقات كسى نرفته و نخواهند رفت در حالىكه مشعلهاى نورانى به دست دارند و بر شترانى از نور كه جهازهايشان از طلاى زرد و ياقوت سرخ و مهارهايشان از لؤلؤ و مرواريد درخشان استسوارند، به استقبالت مىشتابند. پس وقتى داخل بهشتشدى، بهشتيان به يكديگر ورودت را بشارت خواهند داد و براى شيعيانتسفرههايى از گوهر، (14) كه بر پايههايى از نور برقرار ساختهاند، آماده مىسازند و در حالى كه هنوز ساير مردم گرفتار حسابرسىاند، آنان از غذاهاى بهشتى مىخورند. (15) اولين سخن فاطمه در بهشتسلمان فارسى از پيامبر اسلام(ص) چنين روايت كرده است: هنگامىكه فاطمه داخل بهشت مىشود و آنچه خداوند برايش مهيا كرده مىبيند، اين آيه را تلاوت مىكند: (بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله الذى اذهب عناالحزن ان ربنا لغفور شكور الذى احلنا دارالمقامة من فضله لايمسنا فيها نصب و لا يمسنا فيها لغوب) (16) ستايش و سپاس ويژه خدايى است كه اندوهمان را زدود. بدرستىكه پروردگار ما آمرزنده و پاداش دهنده است; پروردگارى كه در سايه بخشش خود ما را به بهشت و اقامتگاه هميشگىمان فرود آورد. ما در آن جا با رنج و ملالى رو به رو نمىشويم. نورانى شدن بهشت از نور فاطمه(س)ابن شهرآشوب مىنويسد: در بسيارى از كتابها، از جمله كشف ثعلبى و فضائل ابوالسعادات، در معناى اين آيه (لايرون فيها شمسا و لازمهريرا) (17) (ونمىبينند در بهشت نه آفتاب و نه سرمايى را.) آوردهاند كه ابن عباس گفت: چنانكه بهشتيان در بهشت هستند، ناگاه نورى مىبينند كه باغهاى بهشت را نورانى كرد. اهل بهشت اظهار مىدارند: خدايا! تو در كتابى كه بر پيامبرت فرستادى، فرمودى: (لايرون فيها شمسا) (بهشتيان در بهشتخورشيدى نخواهند ديد.) ندا مىرسد: اين، نور آفتاب و ماه نيست، بلكه على و فاطمه از چيزى تعجب كرده و خنديدند و از نور آن دو، بهشت روشن گرديد. (18) زيارت انبيا از فاطمه در بهشتآنگاه كه همه انبيا و اولياى خدا وارد بهشتشدند، آهنگ ديدار دختر پيامبر خدا مىكنند. رسول خدا(ص) به فاطمه فرمود: هرگاه اولياى خدا در بهشت مستقر گرديدند، از آدم گرفته تا ساير انبيا همه به ديدارت مىشتابند. (19) عنايات خداوند به فاطمه در بهشتپروردگار منان به فاطمه زهرا(س) در بهشت عناياتى ويژه خواهد داشت. بخشى از آن عنايات چنين است: 1 - خانه هاى بهشتىپيامبرخدا(ص) فرمود: هنگامىكه مرا به معراج بردند و داخل بهشتشدم، به قصر فاطمه رسيدم; درون آن هفتاد قصر بود كه تمام در و ديوار و تاقهايش از دانههاى مرواريد سرخ ساخته شده، همه آنها به يك شكل زينت داده شده بود. (20) 2 - همنشينى با پيامبر(ص)پيامبر اكرم(ص) به على(ع) فرمود: ياعلى! تو و دخترم فاطمه در بهشت در قصر من همنشين من هستيد. سپس اين آيه را تلاوت فرمود: (برادران بر تختهاى بهشتى رو به روى هم مىنشينند.) (21) 3 - درجه وسيلهرسول خدا(ص) فرمود: فىالجنة درجة تدعى الوسيلة فاذا سالتم الله فاسالوا لي الوسيلة قالوا يا رسولالله من يسكن معك فيها؟ قال على و فاطمة و الحسن و الحسين (22) در بهشت درجهاى به نام «وسيله» است. هرگاه خواستيد، هنگام دعا، چيزى برايم بخواهيد، مقام وسيله را از خداوند خواستار شويد. گفتند: يا رسولالله! چه كسانى دراين درجه (مخصوص) با شما همنشين خواهند بود؟ فرمود: على، فاطمه، حسن و حسين. علامه امينى در منقبتبيست و ششم مىنويسد: از مناقب حضرت زهرا (ص) همراه بودن او با پدر و همسر و فرندانش در درجة الوسيله است. آنجا پايتخت ظمتحضرت حق تبارك و تعالى است و جز پنج تن عليهم السلام هيچ يك از انبيا و اوليا و مرسلين و صالحان و فرشتگان مقرب كسى بدان راه نمىيابد. (23) 4 - سكونت در حظيرة القدسسيوطى در مسند مىنويسد: «ان فاطمة و عليا و الحسن و الحسين فىحظيرة القدس فىقبة بيضاء سقفها عرش الرحمن.» (24) فاطمه و على و حسن و حسين در جايگاهى بهشتى به نام «حظيرةالقدس» در زير گنبدى سفيد به سرمىبرند كه سقف آن عرش پروردگار است. پيامبرخدا(ص) فرمود: در قيامت، جايگاه من و على و فاطمه و حسن و حسين سرايى زير عرش پروردگار است. (25) نويسنده خصايص فاطمه، ضمن بيانى مفصل درباره حظيرةالقدس، مىنويسد: والاترين جايگاهها در هشتحظيرةالقدس است. (26) 5 - بخشيدن چشمه تسنيم به فاطمه(س)طبرى از همام بنابىعلى چنين نقل مىكند: به كعب الحبر گفتم: نظرت درباره شيعيان علىبنابىطالب چيست؟ گفت: اى همام! من اوصافشان را در كتاب خدا مىيابم. اينان پيروان خدا و پيامبرش و ياران دين او و پيروان ولىاش شمرده مىشوند. اينان بندگان ويژه خدا و برگزيدگان اويند. خدا آنها را براى دينش برگزيد و براى بهشتخويش آفريد. جايگاهشان در فردوس اعلاى بهشت است; در خيمهاى كه اتاقهايى از مرواريد درخشان دارد، زندگى مىكنند. آنان از مقربين ابرارند و سرانجام از جام «رحيق مختوم» مىنوشند. رحيق مختوم چشمهاى است كه به آن «تسنيم» گفته مىشود و هيچ كس جز آنها از آن چشمه استفاده نخواهدكرد. تسنيم، چشمهاى است كه خداوند آن را به فاطمه(س) دختر پيامبر(ص) و همسر علىابن ابىطالب(ع) بخشيد و از پاى ستون خيمه فاطمه جارى مىشود. آب آن چشمه چنان گواراست كه به سردى كافور و طعم زنجفيل و عطرمشك شباهت دارد... (27) کلید واژه ها: دانلود سخنرانی- دکتر حسین محی الدین الهی قمشه ای کتاب ادبیات شعر ترجمه وب سایت استاد محمد رضا و همایون شجریان.. |
| درباره وبلاگ |
|
|
| دوستان |
|
وبلاگ اسماعیل شفائی |
| ارتباط |
| درباره سرّعشق |
|
![]() استفاده از منابع وبلاگ تنها با ذكرنام منبع بلامانع است All CopyRight Reserved by SerreEshgh ir.wisdom@gmail.com ©2005-2009 RSS POWERED BY BLOGFA.COM طراح: JHN JHN
|
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
All CopyRight Reserved by serreeshgh.blogfa.com ©2005-2009 استفاده از منابع وب سایت تنها با ذكرنام منبع مجاز است